۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه

حجاب، شکوفایی، عزت


پدیدآورنده:سکینه ایزدپناه،

،
در گفت‏وگوی غیرحضوری با استاد شهید علامه مطهری (ره)
قسمت اول
اشاره
شاید یکی از دلایلی که آثار "شهید مطهری" همچنان کارآمد است و جوانان که نسل پویا جامعه هستند، هنوز هم می‏توانند پاسخ سؤالات خود را در آثار ایشان بیابند، عمیق و ریشه‏ای بودن مسائلی است که حضرت استاد به آن پرداخته‏اند. از جمله مسائلی که بسیار سؤال‏انگیز می‏نماید "حجاب" است. حجابی که اسلام برای مسلمین به ارمغان آورد، از همان ابتدا باعث‏شد همواره زورمندان شهوت‏پرست که این حکم با قلب مریض آنان همراهی نمی‏کرد، با آن به مبارزه پرداختند و تاریخ شاهد این مبارزه بوده است. در دوره معاصر ما شاهد یک هجمه بسیار قوی از ناحیه کسانی که می‏خواستند ایران و ایرانیان را زیر سلطه خود درآورند نسبت‏به حجاب بودیم. آنان دریافتند تا هنگامی که زنان متدین، با حجاب خود از دین‏شان پاسداری می‏کنند و فرزندانی با ایمان و غیور در دامن خود پرورش می‏دهند راه تسلط هر کس و هر دولتی بر این سرزمین بسته است. آنان ابتدا حمله فیزیکی را در دوره رضاخان شروع کردند و پس از خلق آن حماسه‏های شورآفرین توسط زنان با ایمان ایران که با چنگ و دندان از حجاب خود حمایت می‏کردند، نتوانستند کار خود را از پیش ببرند، به همین جهت از سنگر دیگر با شبهه‏افکنی در ذهن جوانان و ایجاد فضای ابهام‏آلود نسبت‏به حجاب و تبلیغات سوء علیه آن می‏رفتند تا به مقصد خود برسند که در چنین فضایی "شهید مطهری" این استاد " استدلال" و "عمل" و "دین" پا به عرصه گذاشتند و به طور منطقی پاسخ شبهه‏های آنان را دادند با پیروزی انقلاب این ترفندها و نقشه‏ها نقش بر آب شد، اما دشمن باز آرام ننشست. گفت‏وگوی غیرحضوری ما با استاد، به این موضوع می‏پردازد.
دیدار آشنا: با سلام خدمت‏شما، حضرت استاد! یکی از مسائلی که فکر می‏کنم در ذهن نسل جوان ما پرسش‏آفرین شده "حجاب" است، به خصوص با فضای شبهه‏آلودی که در پیرامون آن ایجاد کرده‏اند. لطفا بفرمایید آیا قبل از اسلام حجاب وجود داشته است‏یا خیر؟
استاد شهید مطهری: اطلاع من از جنبه تاریخی کامل نیست. اطلاع تاریخی ما آنگاه کامل است که بتوانیم درباره همه ملل که قبل از اسلام بوده‏اند اظهارنظر کنیم. قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتاب‏های مربوط خوانده‏ام، در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‏تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است. ویل دورانت در مورد قوم یهود می‏نویسد:
«اگر زنی به نقض قانون یهود می‏پرداخت چنان‏که مثلا بی‏آن‏که چیزی بر سر داشت‏به میان مردم می‏رفت‏یا با هر سخنی از مردان درد دل می‏کرد یا صدایش آن‏قدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلم می‏کرد، همسایگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت‏بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. [همچنین] حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما بوده حتی پدران و برادران نسبت‏به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند»، به هر حال، آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست.
دیدار آشنا: حضرت استاد! من در تاریخ ویل دورانت‏خوانده‏ام که ادعا می‏کنند حجاب از ایران وارد اسلام شده نظر شما چیست؟
استاد شهید مطهری: قطعا چنین نیست. تاریخ قطعی بر خلاف آن شهادت می‏دهد. بی‏شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می‏کند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود آورد. عایشه همواره زنان انصار را این‏چنین ستایش می‏کرد:
«مرحبا به زنان انصار همین‏که آیات سوره نور نازل شد، یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید سر خود را با روسری‏های مشکی می‏پوشاندند، گویی کلاغ روی سرشان نشسته است.
ام‏السلمه نقل می‏کند: پس از آن‏که آیه سوره احزاب (یدنین علیهن من جلابیبهن ...) نازل شد، زنان انصار چنین کردند. فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمان‏های غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله وجود داشت‏شدیدتر شد نه این‏که اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته باشد.
دیدار آشنا: بسیار خوب. حال که حجاب مربوط به قوانین اسلام است و از سایر ملت‏ها نیامده، می‏رسیم به بحث فلسفه حجاب، برخی فلسفه حجاب ما را "رهبانیت" و "ریاضت" دانسته‏اند، آیا این مطلب صحت دارد؟ همچنین بفرمایید آیا کسانی بوده‏اند که فلسفه پوشش آنها رهبانیت و ریاضت‏باشد؟
استاد شهید مطهری: ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطی از جهان وجود داشته است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهایی که چنین فکری حکومت می‏کرده است از ثمرات آن دانست. پدیدآمدن پوشش طبق این نظریه دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است. در اینجا بد نیست قسمتی از گفته "برتراند راسل" را در این موضوع بیاوریم: "به خصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پل (بولس مقدس) از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بی‏شماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت. زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می‏راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده، رایحه بوی بدن صورت تقدس به خود گرفت، زیرا باز به نظر سن‏پل نظافت‏بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد، شپش مروارید خداوند شد".
[اما] اسلام با فکر "ریاضت" و "رهبانیت" سخت مبارزه کرده است. این مطلب را مستشرقین اروپایی هم قبول دارند. اسلام به نظافت تشویق کرده و به جای این‏که شپش را مروارید خدا بشناسد! گفته است: "النظافة من الایمان": پاکیزگی جزء ایمان است. پیامبراکرم‏صلی الله علیه وآله شخصی را دید که موهایش ژولیده و جامه‏هایش چرکین بود فرمود: "من الدین المتعة": یعنی تمتع و بهره‏مندی از نعمت‏های خدا جزء دین است و هم آن حضرت فرمود: "بدترین بنده، شخص چرکین و کثیف است". در حدیث دیگر داریم: "تنظفوا و لا تشبهو بالیهود": یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید، بعد فرمودند زنان یهودی که فاسد شدند بدان جهت که شوهرانشان کثیف بودند. بنابراین، چنین فلسفه‏ای [رهبانیت] با روح اسلام و سایر دستورهای آن قابل تطبیق نیست و اسلام که پوشش را تعیین کرد در هیچ جا به چنین علتی استناد نجسته است.
دیدار آشنا: پس فرمودید رهبانیت در اسلام پذیرفته نیست و نمی‏تواند فلسفه یکی از اصول اسلام یعنی حجاب باشد. حضرت استاد عدم امنیت چطور؟ آیا می‏توان فلسفه حجاب را عدم امنیت زنان دانست و گفت‏حال که در قرن بیست و یکم هستیم و امنیت وجود دارد پس حجاب مبنایی ندارد؟
استاد شهید مطهری: اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل درباره زن برقرار است. در همین دنیای صنعتی اروپا و آمریکا که به غلط آن را دنیای متمدن می‏نامیم، احیانا آمارهای وحشت‏آوری از فساد می‏خوانیم، چه رسد به دنیای به اصطلاح نیمه متمدن. تا در جهان، حکومت‏شهوت برقرار است، هرگز امنیت ناموسی وجود نخواهد داشت. در روزنامه اطلاعات آمده بود: «.. . در نیویورک در مدت 6 ماه، 3000 شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است. سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشت‏سال بوده است.» پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‏ای بیش نیست. ثانیا فرض کنیم امنیت کامل در جهان برقرار شده و تجاوز دیگر وجود ندارد. [اما] مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است. لااقل علت منحصر و اساسی، عدم امنیت نبوده است. زیرا این امر نه در آثار اسلامی به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین خبری با تاریخ تطبیق دارد. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال، امنیت فردی به واسطه زندگانی خاص قبیله‏ای و بدوی وجود داشت‏یعنی در همان وقت که در ایران نا امنی فردی و تجاوز به ناموس به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این‏گونه تجاوز بین افراد قبایل وجود نداشت. ما منکر وجود ناامنی و بی‏عدالتی‏های زمان گذشته و تاثیر آنها در مخفی‏کردن زن نیستیم [ولی] نمی‏توانیم بگوییم که اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت، دستور پوشش را وضع کرده است. فلسفه اساسی پوشش چیز دیگری است، در عین حال نمی‏خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است و مدعی این موضوع نیز نیستم که در عصر ما این فلسفه بی‏مورد است و امنیت کامل برای زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست: