۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

پوشش ناکامل بانوان (3)


پدیدآورنده:یوسف غلامی ،
،
امروزه در کشور ما پوشش زنان درجه بندی شده است. پس از نیمه برهنگی، بدحجابی را قرار می‏دهند و سپس از روپوش دارندگان (مانتو پوشان) یاد می‏کنند و آنگاه «چادر» را «حجاب برتر» می‏نامند.
جز اینکه باید افزود به موازات هرنوع پوشش، رعایت‏یا ترک پاره‏ای معیاهاست که پوششی خاص را پذیرفته و بهتر یا ناپذیرفته و بدتر معرفی می‏کند.
در برتری چادر و عبای زنانه بردیگر پوششها تردید نیست اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که چون بانویی چادر می‏پوشد باید جوانب دیگر لباس و رفتار خود را بیشتر مورد دقت قرار دهد. او چادر را برای «بهتر پوشیده‏داری‏» آن بر تن می‏کند نه چیز دیگر. از این رو تحلیل ما از ناکامل بودن پوشش مانتو به معنی توجیه رفتار برخی بانوان چادری نیست که احیانا منزلت چادر را حفظ نمی‏کنند و پوشش زیر چادر آنان یا دیگر رفتارشان با موازین اسلامی همخوانی ندارد.
سرنوشت مانتو
از نخستین کسانی که پوشش مانتو را پیشنهاد کرد و در واقع هیچ انگیزه بدی نداشت، استاد شهید مرتضی مطهری(ره) بود.
وی پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند ملت مسلمان ایران و زمانی هم به طور رسمی‏تر پس از انقلاب در محیط دانشگاه این پوشش را مورد تبلیغ قرار داد و هدف ایشان جذب بی‏حجابان به پوشش بود که حد میانی بی‏حجابی و چادر پوشی بود. در آن ایام شاید برای عده‏ای پوشیدن چادر پس از سالها بی‏حجابی کاری دشوار بود و این پیشنهاد، نظری سنجیده و پذیرفته یاد می‏شد.
ولی طولی نکشید که این طرح با توطئه‏هایی که از سوی بیگانگان تعقیب می‏شد از هدف خود دور شد و بر خلاف نظریه پردازانش سمت و سوی دیگر پیش گرفت. زمانی نگذشت که بانوان متدین هم که سالها در حکومت‏شاهنشاهی چادر به سر می‏کردند چون مانتو را پوشش پذیرفته و راحت‏تر دیدند چادر را به مانتو تبدیل کردند.
رفته رفته این مانتو نیز هویت‏خود را تغییر داد و با استقبال عمومی و حتی تایید برخی شخصیتها، برای گروه بیشماری از زنان، بهانه‏ای برای نپوشیدن چادر گردید و چون چادر به کنار رفت‏بر زن و پوشش او سرنوشتی گذشت که حکایت آن شنیدنی است.
از زمانی که مانتو همردیف چادر معرفی شد و به تعبیر واقع نگرانه‏تر مانتو جایگزین چادر قلمداد گردید. (1) پوشش زنان رفته رفته به وضعی در آمد که زمینه فاصله گرفتن از ارزشهای مذهبی را بهتر فراهم می‏کرد. بعد از این انتخاب بود که مقنعه به رو سری، و شلوار به جوراب تبدیل شد. رو سریها و جورابها روز به روز نازکتر و بی‏خاصیت‏تر شدند. کم کم رو سریها از جلو سر به عقب کشیده شد و همان مانتو نیز به بلوز و شلوار یا پیراهن بلند و جوراب بدل شد. نخست روپوشها و لباسها تنگ نبودند و رنگهای خیره کننده و جنسهای چسبنده نداشتند. اما طولی نکشید که ...!
طرز پوشش زنان امروز گاه طوری است که انسان مطمئن می‏شود اینان اگر در موقعیت آزادتری همانند دوره شاهنشاهی قرار گیرند همین پوشش را هم کنار می‏گذاشتند. اما این وضع نیز چندان با بی‏حجابی عصر گذشته فاصله ندارد. برای آنها این پوششها نه جلوه چادر را دارد که به مذهبی بودن انگشت نمایشان کند و نه می‏تواند با وجود آن هر طور که دوست داشته باشند خود نمایی کنند. از اینکه در جمع آدمکهای هم مرام خود، نمای مذهبیان را ندارند خرسندند و از طرفی می‏توانند با همین پوشش اندک در مقابل معترضان مذهبی مقاومت کنند و عذر آورند.
دوستی می‏گفت: زمانی در یکی از شهرها به دخترک بدحجابی گفتم: اگر ناراحت نمی‏شوید رو سری خود را که بیشتر روی گردن انداخته‏اید به سر کنید!
او جواب داده بود: ای کاش وضعی پیش می‏آمد که همین رو سری را هم دور بیندازم!!
به عقیده ما این پوششها را باید بی‏حجابی‏نامید نه بدحجابی، بدحجابی آن است که حجاب دارد اما مختصری ناکامل است.
در جامعه فعلی ما کم نیستند خانواده‏هایی که زنانشان چون به موجب افکار عمومی نمی‏توانند برهنه بیرون آیند دختران خردسال و بلکه نوجوان خود را بدون کمترین پوشش سرو ساق به همراه خود بیرون می‏برند و گاه به دوچرخه سواری می‏فرستند. و البته با وضعی که پیش آمده بعید نیست روزی همه آنان بتوانند ناپوشیده از خانه بیرون روند و کسی هم به آنها اعتراضی نکند. به راستی که در زمان ما از آنجا که با همین رفتارها بسیاری امور زشت، پذیرفته شده و خوبیها دگرگون شده است تشخیص معروف و منکر دشوار گشته و گاه هر کدام دیگری را پوشیده است. این رفتارها و واکنش‏های ماست که هویت معروف و منکر را در هم می‏آمیزد و معیارها را وارونه می‏کند.
افزون بر اینها پوشش جایگزین چادر برای بسیاری زنان سیما و اندامشان را خوش‏نماتر می‏کرد. گاه نیز برخی زنان با سر برهنه هیچ زیبایی ندارند اما با مانتو و رو سری زیبا جلوه می‏نمایند. این پوشش به طور معمول به مراتب زن را از وقتی که چادر پوشیده است‏خوش نماتر و نظاره اندام او را خوشایندتر می‏سازد.
بیشتر مانتو پوشان امروز این نوع لباس را بدین سبب انتخاب کرده‏اند که حضور اجتماعی آنان را آسانتر می‏سازد، نه اینکه می‏خواهند پوششی داشته باشند تا کمتر مورد تماشای افراد قرار گیرند و از خطرهای بی‏حجابی مصون باشند، چه اگر چنین باشد انتخاب چادر سزاوارتر بوده است. به علاوه که مانتو کمتر می‏تواند نگاهها را از زن دور سازد، مگر آن‏که کامل باشد.
مانتو و جوانب شرعی
در پوشش زن علاوه بر آشکار نبودن ظاهر بدن امور دیگری نیز شرط است که بدون آنها نمی‏توان نوعی از پوشش را جایز دانست، چه به مانند چادر باشد یا چیز دیگر. آن شرایط اینهایند:
1 - لباس و روپوش باید علاوه بر پوشاندن بدن، برجستگیهای اندام زن را هم بپوشاند. بنابراین روپوشهای تنگ یا چسبنده که برجستگیها را نمی‏پوشاند نه تنها جایگزین چادر نیست، بلکه پوشیدنش کافی نبوده و جایز نیست، مگر در منطقه و کشوری پوشیده شود که بدان کیفیت، نظر کسی را جلب نکند.
2 - لباس نباید در حضور بیگانه جاذبه‏های جنسی زن را بیشتر کند و به اندام و چهره او جذابیتی دهد که نظر نامحرم را به خود متوجه سازد. بنابر این باید علاوه بر پوشاندن برجستگیها، نوع و جنس و مدل آن جلب نظر نکند.
در فتاوای مراجع عالیقدر نیز می‏خوانیم: پوشیدن هر لباسی که به داشتن خصوصیتی جلب توجه عمومی کند، جایز نیست، چه برای مرد و یا زن.
3 - درباره چهره نکاتی حایز اهمیت است:
هر چند به نظر عده‏ای زن می‏تواند صورت و دستها را نپوشاند اما همه کسانی که چنین فتوا داده‏اند به اتحاد نظر فرموده‏اند: زن زمانی می‏تواند صورت را نپوشاند که شرایط زیر را در نظر گرفته باشد:
الف - چهره را نیاراسته باشد.
در صورتی که چهره آرایش یا اصلاح شده باشد و این آرایش و اصلاح سبب شود که نظرها به وی جلب شود، آشکار بودن چهره جایز نیست.
ب - نا محرم به وی خیره نشود.
در صورتی که سیمای زن به هر علت (مانند زیبایی، آرایش، سفیدی یا گیرایی سیما) سبب شود که افراد به وی خیره نگاه کنند و به گناه افتند آشکار کردن آن حد که نظرها را به وی خیره می‏کند، جایز نیست. بنابراین اگر زیبایی زن طوری است که معمولا افراد به چهره‏اش چشم می‏دوزند - هرچند آرایش و اصلاح نکرده باشد - باید تا آنجا که زیبایی‏اش پوشیده بماند چهره‏اش را نمایان نسازد.
ج - هرگاه آشکار بودن چهره زن برای خود او یا دیگری سبب رخ دادن فساد و خطری مانند انحراف شود باید چهره را تا آنجا که او و دیگران را از خطر و فساد حفظ می‏کند، بپوشاند.
بسیارجای اندوه و تعجب است که در میان دینداران هم گاه این نکات مورد توجه قرار نمی‏گیرد و چون علت پرسیده می‏شود، می‏گویند: ما در اجرای احکام پیرو مرجع بزرگواری هستیم که آشکار بودن صورت را برای زن بی‏اشکال دانسته است! غافل از اینکه هیچ مرجع والامقامی با وجود شرایط نامبرده، فتوا به جواز آشکار بودن صورت صادر نکرده‏است. آنجا که ایشان فتوا به جواز صادر کرده‏اند موردی است که این شرایط در میان نباشد.
گاه عده‏ای از بانوان مذهبی در گله از مردان هوسران چنین اظهار می‏کنند که: آنها هرچند زنان را با چادر مشاهده کنند باز هم از چشم اندازی اجتناب نمی‏کنند!
پرسش این است که آیا به چه چیز چشم می‏دوزند؟ آیا جز به صورت؟ نقص اصلی از پوشش زن است نه چیز دیگر. پوششی که همه جا را فراگیرد و چهره زیبا و محرک را به رخ کشد، پوشش کامل نیست. به گفته سعدی:
دیدار می‏نمایی و پرهیز می‏کنی بازار خویش و آتش ما تیز می‏کنی
خواستگاری از زن شوهردار
زمانی یکی از دوستان محقق می‏گفت: در همسایگی ما خانواده‏ای بود که دختری بسیار زیبا داشت. وی ازدواج کرد و پس از مدتی پدرش به من مراجعه کرد و گفت: برای دختر و دامادم مشکلی پیش آمده است و از شما چاره می‏طلبم. مدت دو سال است که دخترم ازدواج کرده و کمتر روزی است که از خانه بیرون رود و کسی مزاحم او نشود. شاید تا حال بیش از یکصد نفر او را در خیابان تعقیب کرده و به در خانه آمده‏اند و به گمان اینکه دامادم، برادر این دختر است از او خواسته‏اند تا اجازه دهد روزی برای خواستگاری دختر به خانه آنها بیایند!
آن دوست محقق پرسیده بود: آیا دختر شما چهره خود را کاملا نمایان می‏گذارد؟ وی گفته بود: مگر جز این راهی هم هست؟ گفته بود: بله، از امروز به او بگو صورتش را طوری بپوشاند که زیبایی او پیدا نباشد. بعد هم نتیجه را به من اطلاع ده.
وی می‏گوید: پدر دختر پس از مدتی با جعبه‏ای شیرینی به منزل ما آمد و با خوشحالی مرا به آغوش گرفت و پیوسته دعایم می‏کرد. گفت: از آن روز تا حال حتی یک بار هم رخ نداده که کسی مزاحم دخترم شده باشد یا برای خواستگاری به خانه‏شان آمده باشد.
در میان نامه‏هایی که به ما رسیده و بر پایه نظر خواهی‏های ما، بیشتر افراد چنین اظهار کرده‏اند که پس از آنکه زنان اندام خود را می‏پوشانند بیشترین موضعی که نظاره آن برای ایشان لذت بخش است چهره است. افزون بر اینکه پوشیده داری سراسر بدن و هویدا سازی یک قسمت، به طور طبیعی نمود آن قسمت را بیشتر می‏کند.
به هر تقدیر رو پوش زنان امروز اگر چه از نظرهایی بهتر از ناپوشیدگی است، هرگز جایگزین چادر نیست. چه فلسفه پوشش زن که همانا در امان بودن او از نگاهها و خطرهاست‏با وجود مانتو همچنان تحقق نیافته است.
حکایت‏شیخ بهایی
شیخ بهایی عاملی در یکی از کتابهای خود می‏نویسد:
روزی زنی نزد قاضی از شوهر خود شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از او طلب دارد و او به وی نمی‏دهد.
قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار کرد و یا فراموش کرده بود.
قاضی از زن پرسید: آیا برگفته خود شاهدی داری؟
زن گفت: آری، آن دو مرد شاهدند.
قاضی از شهود پرسید: گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال طلا از شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است.
گواهان گفتند: سزاست این زن پوشیه‏ای را که در مقابل صورت خود قرار داده عقب بزند تا ما لحظه‏ای وی را رست‏بشناسیم که او همان زن است، تا آنگاه گواهی دهیم.
چون زن این سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد بر آورد: شما چه گفتید؟ برای پانصد مثقال طلا، همسر من چهره‏اش را به شما نشان دهد؟! هرگز! من پانصد مثقال طلا خواهم داد و رضایت نمی‏دهم که چهره همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود.
چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت‏خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهرش بخشید.
چه خوب بود آن مرد با غیرت، امروز جامعه ما را هم می‏دید که چگونه زنان نه برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره، رخ و ساق به همگان نشان می‏دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می‏کنند.
پی‏نوشت:
1 - گاه در مجامع عمومی و در اماکن مقدس از برخی شنیده می‏شود که در حضور صدها هزار نماز گزار می‏گویند: مانتو می‏تواند جایگزین چادر باشد!

هیچ نظری موجود نیست: