پدیدآورنده:یوسف غلامی ،
،
امروزه در کشور ما پوشش زنان درجه بندی شده است. پس از نیمه برهنگی، بدحجابی را قرار میدهند و سپس از روپوش دارندگان (مانتو پوشان) یاد میکنند و آنگاه «چادر» را «حجاب برتر» مینامند.
جز اینکه باید افزود به موازات هرنوع پوشش، رعایتیا ترک پارهای معیاهاست که پوششی خاص را پذیرفته و بهتر یا ناپذیرفته و بدتر معرفی میکند.
در برتری چادر و عبای زنانه بردیگر پوششها تردید نیست اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که چون بانویی چادر میپوشد باید جوانب دیگر لباس و رفتار خود را بیشتر مورد دقت قرار دهد. او چادر را برای «بهتر پوشیدهداری» آن بر تن میکند نه چیز دیگر. از این رو تحلیل ما از ناکامل بودن پوشش مانتو به معنی توجیه رفتار برخی بانوان چادری نیست که احیانا منزلت چادر را حفظ نمیکنند و پوشش زیر چادر آنان یا دیگر رفتارشان با موازین اسلامی همخوانی ندارد.
سرنوشت مانتو
از نخستین کسانی که پوشش مانتو را پیشنهاد کرد و در واقع هیچ انگیزه بدی نداشت، استاد شهید مرتضی مطهری(ره) بود.
وی پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند ملت مسلمان ایران و زمانی هم به طور رسمیتر پس از انقلاب در محیط دانشگاه این پوشش را مورد تبلیغ قرار داد و هدف ایشان جذب بیحجابان به پوشش بود که حد میانی بیحجابی و چادر پوشی بود. در آن ایام شاید برای عدهای پوشیدن چادر پس از سالها بیحجابی کاری دشوار بود و این پیشنهاد، نظری سنجیده و پذیرفته یاد میشد.
ولی طولی نکشید که این طرح با توطئههایی که از سوی بیگانگان تعقیب میشد از هدف خود دور شد و بر خلاف نظریه پردازانش سمت و سوی دیگر پیش گرفت. زمانی نگذشت که بانوان متدین هم که سالها در حکومتشاهنشاهی چادر به سر میکردند چون مانتو را پوشش پذیرفته و راحتتر دیدند چادر را به مانتو تبدیل کردند.
رفته رفته این مانتو نیز هویتخود را تغییر داد و با استقبال عمومی و حتی تایید برخی شخصیتها، برای گروه بیشماری از زنان، بهانهای برای نپوشیدن چادر گردید و چون چادر به کنار رفتبر زن و پوشش او سرنوشتی گذشت که حکایت آن شنیدنی است.
از زمانی که مانتو همردیف چادر معرفی شد و به تعبیر واقع نگرانهتر مانتو جایگزین چادر قلمداد گردید. (1) پوشش زنان رفته رفته به وضعی در آمد که زمینه فاصله گرفتن از ارزشهای مذهبی را بهتر فراهم میکرد. بعد از این انتخاب بود که مقنعه به رو سری، و شلوار به جوراب تبدیل شد. رو سریها و جورابها روز به روز نازکتر و بیخاصیتتر شدند. کم کم رو سریها از جلو سر به عقب کشیده شد و همان مانتو نیز به بلوز و شلوار یا پیراهن بلند و جوراب بدل شد. نخست روپوشها و لباسها تنگ نبودند و رنگهای خیره کننده و جنسهای چسبنده نداشتند. اما طولی نکشید که ...!
طرز پوشش زنان امروز گاه طوری است که انسان مطمئن میشود اینان اگر در موقعیت آزادتری همانند دوره شاهنشاهی قرار گیرند همین پوشش را هم کنار میگذاشتند. اما این وضع نیز چندان با بیحجابی عصر گذشته فاصله ندارد. برای آنها این پوششها نه جلوه چادر را دارد که به مذهبی بودن انگشت نمایشان کند و نه میتواند با وجود آن هر طور که دوست داشته باشند خود نمایی کنند. از اینکه در جمع آدمکهای هم مرام خود، نمای مذهبیان را ندارند خرسندند و از طرفی میتوانند با همین پوشش اندک در مقابل معترضان مذهبی مقاومت کنند و عذر آورند.
دوستی میگفت: زمانی در یکی از شهرها به دخترک بدحجابی گفتم: اگر ناراحت نمیشوید رو سری خود را که بیشتر روی گردن انداختهاید به سر کنید!
او جواب داده بود: ای کاش وضعی پیش میآمد که همین رو سری را هم دور بیندازم!!
به عقیده ما این پوششها را باید بیحجابینامید نه بدحجابی، بدحجابی آن است که حجاب دارد اما مختصری ناکامل است.
در جامعه فعلی ما کم نیستند خانوادههایی که زنانشان چون به موجب افکار عمومی نمیتوانند برهنه بیرون آیند دختران خردسال و بلکه نوجوان خود را بدون کمترین پوشش سرو ساق به همراه خود بیرون میبرند و گاه به دوچرخه سواری میفرستند. و البته با وضعی که پیش آمده بعید نیست روزی همه آنان بتوانند ناپوشیده از خانه بیرون روند و کسی هم به آنها اعتراضی نکند. به راستی که در زمان ما از آنجا که با همین رفتارها بسیاری امور زشت، پذیرفته شده و خوبیها دگرگون شده است تشخیص معروف و منکر دشوار گشته و گاه هر کدام دیگری را پوشیده است. این رفتارها و واکنشهای ماست که هویت معروف و منکر را در هم میآمیزد و معیارها را وارونه میکند.
افزون بر اینها پوشش جایگزین چادر برای بسیاری زنان سیما و اندامشان را خوشنماتر میکرد. گاه نیز برخی زنان با سر برهنه هیچ زیبایی ندارند اما با مانتو و رو سری زیبا جلوه مینمایند. این پوشش به طور معمول به مراتب زن را از وقتی که چادر پوشیده استخوش نماتر و نظاره اندام او را خوشایندتر میسازد.
بیشتر مانتو پوشان امروز این نوع لباس را بدین سبب انتخاب کردهاند که حضور اجتماعی آنان را آسانتر میسازد، نه اینکه میخواهند پوششی داشته باشند تا کمتر مورد تماشای افراد قرار گیرند و از خطرهای بیحجابی مصون باشند، چه اگر چنین باشد انتخاب چادر سزاوارتر بوده است. به علاوه که مانتو کمتر میتواند نگاهها را از زن دور سازد، مگر آنکه کامل باشد.
مانتو و جوانب شرعی
در پوشش زن علاوه بر آشکار نبودن ظاهر بدن امور دیگری نیز شرط است که بدون آنها نمیتوان نوعی از پوشش را جایز دانست، چه به مانند چادر باشد یا چیز دیگر. آن شرایط اینهایند:
1 - لباس و روپوش باید علاوه بر پوشاندن بدن، برجستگیهای اندام زن را هم بپوشاند. بنابراین روپوشهای تنگ یا چسبنده که برجستگیها را نمیپوشاند نه تنها جایگزین چادر نیست، بلکه پوشیدنش کافی نبوده و جایز نیست، مگر در منطقه و کشوری پوشیده شود که بدان کیفیت، نظر کسی را جلب نکند.
2 - لباس نباید در حضور بیگانه جاذبههای جنسی زن را بیشتر کند و به اندام و چهره او جذابیتی دهد که نظر نامحرم را به خود متوجه سازد. بنابر این باید علاوه بر پوشاندن برجستگیها، نوع و جنس و مدل آن جلب نظر نکند.
در فتاوای مراجع عالیقدر نیز میخوانیم: پوشیدن هر لباسی که به داشتن خصوصیتی جلب توجه عمومی کند، جایز نیست، چه برای مرد و یا زن.
3 - درباره چهره نکاتی حایز اهمیت است:
هر چند به نظر عدهای زن میتواند صورت و دستها را نپوشاند اما همه کسانی که چنین فتوا دادهاند به اتحاد نظر فرمودهاند: زن زمانی میتواند صورت را نپوشاند که شرایط زیر را در نظر گرفته باشد:
الف - چهره را نیاراسته باشد.
در صورتی که چهره آرایش یا اصلاح شده باشد و این آرایش و اصلاح سبب شود که نظرها به وی جلب شود، آشکار بودن چهره جایز نیست.
ب - نا محرم به وی خیره نشود.
در صورتی که سیمای زن به هر علت (مانند زیبایی، آرایش، سفیدی یا گیرایی سیما) سبب شود که افراد به وی خیره نگاه کنند و به گناه افتند آشکار کردن آن حد که نظرها را به وی خیره میکند، جایز نیست. بنابراین اگر زیبایی زن طوری است که معمولا افراد به چهرهاش چشم میدوزند - هرچند آرایش و اصلاح نکرده باشد - باید تا آنجا که زیباییاش پوشیده بماند چهرهاش را نمایان نسازد.
ج - هرگاه آشکار بودن چهره زن برای خود او یا دیگری سبب رخ دادن فساد و خطری مانند انحراف شود باید چهره را تا آنجا که او و دیگران را از خطر و فساد حفظ میکند، بپوشاند.
بسیارجای اندوه و تعجب است که در میان دینداران هم گاه این نکات مورد توجه قرار نمیگیرد و چون علت پرسیده میشود، میگویند: ما در اجرای احکام پیرو مرجع بزرگواری هستیم که آشکار بودن صورت را برای زن بیاشکال دانسته است! غافل از اینکه هیچ مرجع والامقامی با وجود شرایط نامبرده، فتوا به جواز آشکار بودن صورت صادر نکردهاست. آنجا که ایشان فتوا به جواز صادر کردهاند موردی است که این شرایط در میان نباشد.
گاه عدهای از بانوان مذهبی در گله از مردان هوسران چنین اظهار میکنند که: آنها هرچند زنان را با چادر مشاهده کنند باز هم از چشم اندازی اجتناب نمیکنند!
پرسش این است که آیا به چه چیز چشم میدوزند؟ آیا جز به صورت؟ نقص اصلی از پوشش زن است نه چیز دیگر. پوششی که همه جا را فراگیرد و چهره زیبا و محرک را به رخ کشد، پوشش کامل نیست. به گفته سعدی:
دیدار مینمایی و پرهیز میکنی بازار خویش و آتش ما تیز میکنی
خواستگاری از زن شوهردار
زمانی یکی از دوستان محقق میگفت: در همسایگی ما خانوادهای بود که دختری بسیار زیبا داشت. وی ازدواج کرد و پس از مدتی پدرش به من مراجعه کرد و گفت: برای دختر و دامادم مشکلی پیش آمده است و از شما چاره میطلبم. مدت دو سال است که دخترم ازدواج کرده و کمتر روزی است که از خانه بیرون رود و کسی مزاحم او نشود. شاید تا حال بیش از یکصد نفر او را در خیابان تعقیب کرده و به در خانه آمدهاند و به گمان اینکه دامادم، برادر این دختر است از او خواستهاند تا اجازه دهد روزی برای خواستگاری دختر به خانه آنها بیایند!
آن دوست محقق پرسیده بود: آیا دختر شما چهره خود را کاملا نمایان میگذارد؟ وی گفته بود: مگر جز این راهی هم هست؟ گفته بود: بله، از امروز به او بگو صورتش را طوری بپوشاند که زیبایی او پیدا نباشد. بعد هم نتیجه را به من اطلاع ده.
وی میگوید: پدر دختر پس از مدتی با جعبهای شیرینی به منزل ما آمد و با خوشحالی مرا به آغوش گرفت و پیوسته دعایم میکرد. گفت: از آن روز تا حال حتی یک بار هم رخ نداده که کسی مزاحم دخترم شده باشد یا برای خواستگاری به خانهشان آمده باشد.
در میان نامههایی که به ما رسیده و بر پایه نظر خواهیهای ما، بیشتر افراد چنین اظهار کردهاند که پس از آنکه زنان اندام خود را میپوشانند بیشترین موضعی که نظاره آن برای ایشان لذت بخش است چهره است. افزون بر اینکه پوشیده داری سراسر بدن و هویدا سازی یک قسمت، به طور طبیعی نمود آن قسمت را بیشتر میکند.
به هر تقدیر رو پوش زنان امروز اگر چه از نظرهایی بهتر از ناپوشیدگی است، هرگز جایگزین چادر نیست. چه فلسفه پوشش زن که همانا در امان بودن او از نگاهها و خطرهاستبا وجود مانتو همچنان تحقق نیافته است.
حکایتشیخ بهایی
شیخ بهایی عاملی در یکی از کتابهای خود مینویسد:
روزی زنی نزد قاضی از شوهر خود شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از او طلب دارد و او به وی نمیدهد.
قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار کرد و یا فراموش کرده بود.
قاضی از زن پرسید: آیا برگفته خود شاهدی داری؟
زن گفت: آری، آن دو مرد شاهدند.
قاضی از شهود پرسید: گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال طلا از شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است.
گواهان گفتند: سزاست این زن پوشیهای را که در مقابل صورت خود قرار داده عقب بزند تا ما لحظهای وی را رستبشناسیم که او همان زن است، تا آنگاه گواهی دهیم.
چون زن این سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد بر آورد: شما چه گفتید؟ برای پانصد مثقال طلا، همسر من چهرهاش را به شما نشان دهد؟! هرگز! من پانصد مثقال طلا خواهم داد و رضایت نمیدهم که چهره همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود.
چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایتخود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهرش بخشید.
چه خوب بود آن مرد با غیرت، امروز جامعه ما را هم میدید که چگونه زنان نه برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره، رخ و ساق به همگان نشان میدهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات میکنند.
پینوشت:
1 - گاه در مجامع عمومی و در اماکن مقدس از برخی شنیده میشود که در حضور صدها هزار نماز گزار میگویند: مانتو میتواند جایگزین چادر باشد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر