۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

پوشش ناکامل بانوان 1


پدیدآورنده:یوسف بوشهری،

(علتها و انگیزه‏ها)
به اعتقاد جامعه‏شناسان هیچ پدیده اجتماعی بدون علت‏به وقوع نمی‏پیوندد; جز آنکه ریشه‏یابی و شناخت علت‏برخی از پدیده‏ها چنان دشوار و پیچیده است که گمان می‏رود خود به خود به وجود آمده است. از طرفی بیشتر پدیده‏های اجتماعی، خیلی عادی شکل گرفته و رشد می‏یابند; اما اصلاح و سامان آنها به آسانی ممکن نیست. این پدیده‏ها همچون آب جاری است که به راحتی بر خاک جریان می‏یابد، اما چون در زمین فرو می‏رود بالا کشیدن آن دشوار می‏گردد. بی‏حجابی و کم‏حجابی زنان از این نمونه پدیده‏هاست. اما درمان نایافتگی آن به سبب ناتوانی ما از نظر امکانات نیست; نبود شیوه و دانش چاره‏اندیشی است که مشکل را استحکام بخشیده و آن را معضل فرهنگی ساخته است.
هدایتگران ناآشنا
آن که نمی‏داند چگونه به مقابله با نابسامانیهای فرهنگی بپردازد، هر چند دارای بهترین ابزارها باشد نخواهد توانست کمترین قدمی در راه زدودن نابسامانی بردارد و چه بسا کار را برای دیگران دشوارتر می‏سازد. زمانی در یکی از شهرها زنی باردار همراه شوهرش در پیاده رو راه می‏رفت. ناگهان عده‏ای هدایتگر ناآشنا سر رسیدند و معترضانه به زن گفتند: چرا دامن و جوراب پوشیده‏ای؟ شوهر بی‏درنگ شلوار خود را از پای درآورد و به زنش داد و گفت: بپوش، این هم شلوار. سپس به هدایتگران ناآگاه گفت: همسرم باردار است و پوشیدن شلوار برایش راحت نیست. غوغایی برخاست. ازدحام جمعیت زیاد شد و مزاحمان فرار را برقرار ترجیح دادند. با حرکت آنها صدای فریاد و هیاهوی مردم بلند شد و آن زن و شوهر به راه خود ادامه دادند. واضح است که این ماجرا بر همه شاهدان تاثیر روانی نامطلوب می‏نهد و چه بسا روح اندرز شنوی و پذیرش انتقاد را در آنان می‏میراند. رسول اکرم(ص) می‏فرماید: آن که دانش سامان‏دهی کاری را نداشته باشد و بخواهد آن را سامان دهد، بیش از آنکه اصلاح کند، فساد به بار می‏آورد. 1 به عقیده ما بخشی از علت ناکامل بودن پوشش بانوان امروز جامعه ما ناشی از همین برخوردها یا ناآشنایی به شیوه هدایت افراد است. گاه نامساعد بودن محیط نیز رعایت پوشش کامل را رنج آور می‏کند. زمانی برای تحقیق پیرامون موضوع پوشش بانوان به خوابگاه آسیب دیدگان جنگ رفتم. در هتل محل سکونت آنها حدود 300 خانواده و تقریبا هزار نفر زندگی می‏کردند. محل طبخ غذا در راهرو هتل بود و بانوان ناچار بودند بیشتر ساعات روز را در این راهرو در کنار اجاق گاز باشند. طبیعی است در گرمای شدید تابستان در کنار اجاق گاز، در راهروی که چندین اجاق گاز روشن است‏حتی پوشیدن یک لباس معمولی طاقت فرساست، چه رسد به چادر و مقنعه. به همین علت، بسیاری از بانوان بدون پوشاندن سر مشغول طبخ غذا می‏شدند و کسی هم به آنها اعتراض نمی‏کرد. رنج آورتر از اصل این نابسامانی اجتماعی و اخلاقی این است که: هرگاه بانویی به هر علت نتواند برای مدتی پوشش مورد اعتقاد خود را رعایت کند، پس از تغییر شرایط محیطی‏اش، دیگر باز گرداندن وی به فرهنگ پوشیدگی بسیار سخت است. زیرا گذشت زمان در وی اعتقاد جدیدی پدید می‏آورد که به راحتی از آن دست‏برنمی‏دارد. افزون بر این، نزد او زشتی گناه از میان رفته است. برای راهنمایی این افراد ناچار باید مدت زمانی طولانی آنها را در موقعیت‏بهتر قرار داد تا رفته رفته تاثیر محیط گذشته در آنها خنثی شود. دوشیزه‏ای که از سنین نوجوانی تا پس از جوانی پیوسته با بزرگسالان غیر محرم در تماس و گفتگو بوده و در مجامع آنها حضور همه جانبه داشته است، بسیار طبیعی است که پس از این نتواند پوشش خود را به طور کامل حفظ کند.
اولین اقدام تربیتی
بر پایه آنچه جامعه‏شناسان نظر می‏دهند رفتار و معتقدات اشخاص همه تابع عوامل تربیت است; عواملی چون وراثت، محیط خانوادگی و اجتماعی. بر این اساس، شخصیت و هویت هر فرد تابع عواملی است که عمده‏ترین آنها وراثت و محیط است. چه افراد غیر مسلمان که اگر در خانواده مذهبی و محیط اسلامی پرورش می‏یافتند، مسلمان می‏شدند و چه بسیار دختران و زنان ناپوشیده‏ای که هرگاه اندکی راهنمایی می‏شدند، بانوانی پاک و معتقد می‏گردیدند. جز اینها، موقعیتهایی که افراد در آن قرار گرفته‏اند در رفتار و اعتقادات آنها سهم به سزایی دارد. نمی‏توان بدون در نظر گرفتن این موقعیتها رفتار و اعتقادات اشخاص را مورد نکوهش جدی قرار داد. در هر حال باید مطمئن بود که با شیوه صحیح راهنمایی، می‏توان بدترین افراد را ادب کرد; چنانکه با روش بد می‏توان افرادی عادی را نیز به انحراف و لجاجت کشاند.
چماق، نخستین ابزار ناتوانان
آدمی زمانی که بتواند با شیوه‏های صحیح، دیگری را هم عقیده خود کند، به زور و تحمیل و فحش روی نمی‏آورد. زمانی که تحمیل و فحش به میان آید معلوم می‏شود که فرد از راههای دیگر به بن بست رسیده است. چماق و اجبار در جایی به کار می‏رود که همه شیوه‏های تربیتی، به کار گرفته شده است و شخص با همه توجیهات، نخواسته سخن حق را بپذیرد و از طرفی بر آن است که محیط اجتماعی را برای دیگران نیز آشفته سازد. به نظر می‏رسد اگر همه کسانی که بدون دارا بودن صلاحیت، عهده‏دار انجام مسؤولیتی هستند کنار روند، کارها بهتر و زودتر سامان می‏یابد. آن که نمی‏داند چگونه بانوان را به پوشش فراخواند چه بهتر که نه سخنی بگوید و نه کتابی بنویسد. به گفته سعدی: یا سخن دانسته گوی ای مرد بخرد یا خموش.
عوامل و انگیزه‏های ناپوشیدگی
1- جهل و بی‏اطلاعی شاید نخستین عامل کم‏حجابی بانوان، بی‏اطلاعی آنان از فواید و آثار حجاب و پیامدهای بی‏حجابی است. به تصور ما حتی در میان بانوان معتقد گروهی نه اندک، در این باره دانش کاملی ندارند. روزی به دخترکی نیمه برهنه که معلوم بود در شهر ما غریب است‏برخوردم و به وی گفتم: چرا به این شکل؟ پاسخ داد: مگر اسلام نگفته است‏با زمانه پیش بروید؟! او این قدر نمی‏دانست که با زمانه پیش رفتن به معنی «زمانه تو را پیش بردن‏» نیست. منظور آن سخن این است که در عصر هواپیما، وسایل قدیمی وسیله رفت و آمدتان نباشد. اگر معنی «با زمانه پیش برو» آن بود که دخترک می‏پنداشت، فرستادن پیامبران و دین همه پوچ می‏بود. چه آنکه زمانه می‏توانست‏حد و مرز همه چیز را معلوم سازد، دیگر نیازی به دین نبود و همان که سیاست‏بازان می‏خواستند معیار قرار می‏گرفت. اگر دین نباشد کیست که بگوید زمانه باید چگونه پیش رود؟! آری بی‏اطلاعی تا بدانجا در این موضوع مؤثر است که زنان کشور مسلمان اندونزی با وجود اعتقاد کامل به حجاب، چنان می‏پندارند که حجاب پوشش مخصوص زنان برای انجام نماز است نه برای همه اوقات. آنها روزهای جمعه گروه گروه با اندام نیمه برهنه (بدون رو سری و شلوار) تا جایگاه نماز جمعه می‏آیند و آنجا چادر و مقنعه می‏پوشند و پس از نماز دوباره بدون پوشش به خانه باز می‏گردند. 2 ابعاد این بی‏اطلاعی گسترده است که به پاره‏ای از آنها اشاره می‏کنیم: الف- نشناختن ویژگیهای جسمی و روحی خود ب- نشناختن مرد ج- ندانستن هدف آفرینش خود و تفاوتهایش با مرد د- اعتماد به طراحان و سیاستمداران حاکم ه- بی‏آلایشی زنان که سبب می‏شود به همگان اعتماد داشته باشند و- بی‏اطلاعی از معارف دین و احکام ز- وجود همسران کم‏اطلاعی که در رشد فرهنگی زنان نمی‏کوشند ح- محیط آلوده و غیر دینی ط- کمبود مجالس پربار برای بانوان این توضیح سزاست که وظیفه پدر و شوهر آن است که خانواده خود را از نظر فکری و فرهنگی رشد دهد. زنان به علت اشتغال به کار خانه کمتر فرصت مطالعه یا حضور در مجالس علمی دارند. وظیفه پدر و شوهر است که تا می‏تواند در رشد فرهنگی ایشان بکوشد. گفتگوی ما با گروهی از بانوان، آشکار ساخت که بیشتر بانوان بی‏آلایش به موجب نشناختن طبیعت غرایز جنسی مرد، به رفتار آنها بسیار خوشبین‏اند و اظهار نظرها و نگاههای آنان را بر وجهی ناپسند حمل نمی‏کنند. عده‏ای نیز می‏پندارند هرگاه مردی همسر داشته باشد نگاهها و رفتارهای او همه بی‏غرض است و نسبت‏به زنان بی‏تفاوت است. غافل از اینکه تا ایمان اشخاص آزموده نشده و نگاههایشان به زنان کنترل نگردیده باشد هیچ نمی‏توان به آنها مطمئن بود; و اگر جز این باشد، باید مردان دارای همسر را از آن نظر که به ویژگیهای زنان آشناترند نا مطمئن‏تر دانست.
2- سستی ایمان برهنگی و بی‏توجهی به پوشش اغلب به سبب اغراض خاص نیست و منشا آن بیشتر جهل و سستی ایمان است. هنوز آدمیان ژرفناکی گفتار پیامبر اکرم(ص) را در نیافته‏اند که چرا آن همه بر رعایت‏حقوق زنان و گرامیداشت مقام آنان تاکید می‏ورزید. یکی از علل آن تاکیدها است که او می‏دانست زنان به موجب لطافت روح و جسم، شیفته محبت و احترام‏اند. چنین موجود ظریف را که سخت‏به محبت و ارج‏گزاری نیازمند است نباید بی‏توجه رهاساخت. زیرا سرانجام او در پی سیراب ساختن حس محبت‏خواهی خویش به دیگر شیوه‏های ناروا روی خواهد کرد و خود و دیگران را به رنج و مخاطره می‏افکند. از این رو، هر گونه محبت و احترام به زن برای سلامت روح و جسم او فوق العاده کار ساز است. هرگاه او در محیط خانه شکوه معنوی و عظمت قدرت خویش را در نیابد، آن را در جای دیگر جستجو می‏کند و انجام هر رفتاری که او را آسانتر به مقصود رساند، برایش روا می‏نماید. از این رو هرگاه مشاهده کند که با ناپوشیدگی اندام و سیمایش نظرها را بهتر به خود جلب می‏کند و توجه و احترام دیگران را آسانتر به دست می‏آورد از ناپوشیدگی دریغ نمی‏ورزد. او با این رفتار ظرفیت عاطفی و روانی خود را آکنده و سیراب می‏سازد و در سایه توجهی که از دیگران کسب کرده آرامش می‏یابد. در این صورت، ناپوشیدگی اندام و سیما برای او ابزار یافتن خویش است. او خود را این گونه می‏یابد و چون ایمان مستحکمی ندارد در این باره از کسی اندرز نمی‏شنود. او وجود خود را که از دو بخش مادی و غیر مادی تشکیل شده، تنها در یک بخش خلاصه می‏بیند; زیرا مشاهده می‏کند در محیط خانه و اجتماع به جنبه عاطفی وی و بزرگداشت منزلت معنوی او هیچ توجهی نشده و نمی‏شود. از این رو، از دو بخش وجودش یکی را از کف داده می‏پندارد و ناچار می‏شود برای حفظ آن بخش دیگر، آنچه در توان دارد عرضه کند.
از این گفتار درمی‏یابیم:
الف- آن همه سفارشهای پیامبر و امامان پاک (علیهم السلام) در بزرگداشت مقام بانوان، یکی به همین علت‏بوده که زن در میان خانواده و محارم خویش پذیرفته گردد و احترام شود تا مبادا برای ارضای حس احترام خواهی و جلب توجه، به محیط بیرون خانه روی آورد و آنگاه پاره‏ای از ابعاد وجودی‏اش برای خود او و جامعه ناشناخته باقی بماند یا به مخاطره افتد. ب- در پاره‏ای از جملات امامان معصوم (علیهم السلام) این موضوع مورد تاکید قرار گرفته است که مرد در خانه علاقه خود به همسرش را به زبان آورد و بگوید که او را دوست دارد. چون لباس زیبایی پوشید یا خودآرایی نمود به وی توجه کند و خرسندی خود را اظهار نماید. این اظهار علاقه و خرسندی، زن را به خانه و شوهر دلخوش و امیدوار می‏سازد و حس احترام خواهی و جلب توجه او را در وی ارضا می‏کند و از جلوه‏گری در حضور بیگانگان بازش می‏دارد. ج- گاه تبعیض و تفاوت گزاری میان فرزندان و مقایسه ویژگیهای آنها با یکدیگر حس خودنمایی آنها را تحریک می‏کند. فرد شکست‏خورده و تحقیر شده در صدد بر می‏آید تا به وسیله جلوه‏گری و دلبری در مجامع، حقارت و شکست‏خود را جبران کند. در واقع راز بسیاری از ناپوشیدگیها در حضور بیگانه همان مقایسه‏های ناروا و بی‏اعتناییها و بی‏مهریهاست که افراد در خانه مشاهده کرده‏اند. بعید نیست اینکه بسیاری از ناپوشیدگان، از زیبایی بی‏بهره‏اند، همین امر باشد. آنها چون به نازیبایی نکوهش شده و با زیباتر از خود مقایسه شده‏اند بر آن می‏شوند تا با هر حیله و نمایش، آن رنجش را فراموش یا به نوعی جبران کنند. اگر جوامع آدمیان فرا گیرند که زن را نه برای ظاهر زیبا و اندام دلربایش بلکه برای کمالاتش بخواهند، این ضایعه پیش نمی‏آید و کسی هم از درماندگی، به این دام درنمی‏افتد. شاید دیده باشید که چون به بانوان کم‏پوشش خیره نشوید و بدون نگاه، به آنها احترام شایان گزارید، بی‏درنگ خود را بهتر می‏پوشانند. چون احساس می‏کنند با کسی رو به رویند که توجه به ظواهر، او را از توجه به کمالات حقیقی زن باز نداشته است. بر این اساس، می‏دانند که در مقابل چنین فردی نیازمند جلوه‏گری و دلبری نیستند. به هر تقدیر، آنگاه که اعتقادات و ایمان در بانوان سست‏باشد، تمایل به خودنمایی در آنها قوت می‏یابد و دور نیست‏به همین علت‏باشد که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: زنان را لباس ساده بپوشانید تا به جلوه‏گری خویشتن (در حضور بیگانه) وسوسه نشوند.
مقصر کیست؟
ما بانوان کم‏پوشش را بی‏تقصیر نمی‏دانیم اما بیش از آنان همسرانشان را مقصر می‏شناسیم. البته نه از آن نظر که زنان خود را از بی‏حجابی باز نمی‏دارند بلکه چون گاه خود عامل ناپوشیدگی همسرانشان هستند. نتیجه گفتگوی ما با صد تن از بانوان کم پوشش آن بود که بیش از نیمی از آنها اظهار می‏داشتند این ناپوشیدگی و سفارش شوهر یا پدر صورت می‏گیرد. حکایت این پدیده بسیار شنیدنی است که مردان روزگار ما به چه علت زنان و دخترانشان را به ناپوشیدگی دعوت می‏کنند! اگر چه ضعف ایمان سرچشمه این تفکر است، توجه به منشا روانی آن نیز بسی نکته‏آموز است، که در ذیل بدان اشاره می‏کنیم. در روان شناسی در مبحث «ناکامی و مکانیسم‏های دفاعی‏» این نکته بیان می‏گردد که: هرگاه ناکامیهای زندگی، حقارتها، ناتواناییها و احساس ناچیزی، فرد را مورد هجوم روانی قرار می‏دهد از ضمیر ناآگاه او سیستمی به جنبش درمی‏آید تا به دفاع از شخص بپردازد. این دستگاه درونی را مکانیسم دفاعی می‏نامند. فرد برای دفع خطر احساس شده، از درون به تکاپو می‏افتد تا به کمک آن مکانیسم دفاعی موجودیت‏خود را حفظ کند و شکستها و نگرانیها و اضطرابهایش را برطرف سازد یا دست کم ناچیز جلوه دهد. این اقدام مهمترین چاره‏جویی برای سازگاری فرد با محیط خود است و احساس حقارت و شکست فرد را می‏پوشاند. در این مرحله یکی از مکانیسم‏های دفاعی، توسل جستن به دیگر تواناییها و امکانات آماده است. اگر چهره‏ای نازیبا دارد یا شغلی پست‏یا خانواده‏ای حقیر یا... ، سعی می‏کند با آنچه دارد آن ضعفها را جبران کند و ضمیر رنجیده خود را از فشار و اندوه برهاند. این پدیده را در روان‏شناسی جبران 3 می‏نامند. آلفرد آدلر (روان‏شناس اتریشی) در بیان مثالی برای این پدیده می‏گفت: ناپلئون بناپارت به دنبال پیروزی می‏رفت تا ضعف جثه خود را فراموش کند. 4 فرد به کمک این مکانیزم دفاعی ضعفها و ناکامیهای خود را با دو شیوه کاهش می‏دهد. نخست‏با انتقال انرژیهای خود به سوی فعالیتی که می‏تواند در آن موفق شود و تا حدی احساسات نامطلوب را از خویشتن دور سازد. دوم با منحرف ساختن دقت‏خود از فعالیتی که در آن ناکام شده به فعالیتی که احساس موفقیت می‏کند. 5 بر این اساس، نباید مردان کم‏غیرت این عصر را چندان نکوهید و باید بر آنها ترحم کرد; زیرا در حقیقت ناکامیها، نگرانیها و احساس حقارتهای بی‏شمار درونی، آنها را به ناپوشیده‏داری همسرانشان وا می‏دارد. آنها از این راه دست کم به دوستان و فامیل خود وانمود می‏کنند که اگر در جای دیگر شکست‏خورده و ناتوان شده‏اند، از دارا بودن همسری زیبا و خوش‏اندام بی‏بهره نمانده‏اند. او در این «دیگر نمایی‏» به ارزندگی خود می‏بالد. چه آنکه مردم عادی، با مشاهده همسر او، نزد خود چنین ارزیابی می‏کنند که اگر این مرد فردی بی‏کفایت و ناتوان و کم خرد بود، زنی چنین خوش‏اندام و زیباروی را به همسری برنمی‏گزید. انتخاب او نشانه توانمندی و شایستگی مرد است
پی‏نوشتها:
1- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، حدیث 106. 2- حجاب و آزادی، ص 123. 3- DEFENCE MECHANISM 4- COMPENSATION 5- روان‏شناسی عمومی، دکتر حمزه گنجی، ص 201، مؤسسه انتشارات بعثت، چاپ اول.

هیچ نظری موجود نیست: