۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

مبلغان و پدیده کم حجابی (5)


پدیدآورنده:یوسف غلامی،


در برشماری عوامل کم‏حجابی بانوان در شماره‏های پیش نکاتی برشمردیم. در این گفتار به عوامل و انگیزه‏های دیگری اشاره می‏کنیم.
1. تاثیرپذیری از محیط
این عامل به قدری در طرز رفتار اشخاص تاثیرگذار است که ادعا می‏شود همه رفتارها و معتقدات اشخاص تابع عوامل تربیت (وراثت، محیط خانوادگی، اجتماعی و ...) است. چه افراد غیرمسلمانی که اگر در محیط اسلامی یا خانواده مذهبی پرورش می‏یافتند، مسلمان بودند و برعکس، چه فراوان دختران و زنان ناپوشیده‏ای را می‏توان یافت که با کمترین راهنمایی، بانوان پاک و معتقد می‏گردند.
مهمترین رمز موفقیت مربی در اصلاح رفتار اشخاص، درک موقعیت آن‏ها است. او باید بنگرد که اگر خودش در خانواده یا محیط اجتماعی ناسالم زندگی می‏کرد تا چه میزان می‏توانست‏خویش را از رفتارهای نامناسب دور بدارد و به اصول اخلاقی پایبند باشد. با خود بیندیشد که به واقع زنان و دختران کم‏حجاب مخاطب وی، تا چه میزان از آموزش‏های لازم درباره رفتارهای صحیح و فواید پاکدامنی بهره‏مند بوده‏اند که به جلوه‏گری خیابانی می‏پردازند!
هیچ‏گاه نمی‏توان بدون در نظر گرفتن موقعیت‏خانوادگی و اجتماعی افراد، رفتار و اعتقادات ایشان را مورد نکوهش جدی قرار داد. آدمی موجودی است که هر چه را به نفع خود بداند می‏پذیرد و در راه دستیابی به فواید آن، دشواری‏ها را به آسانی تحمل می‏کند و در این راه به اندرز کسی نیازمند نیست.
مهم‏تر این‏که تاثیر پدیده محیط به گونه‏ای است که در زمان طولانی، اعتقادات اشخاص را دستخوش دگرگونی و آلودگی خود می‏سازد و رفتارها را ثبات می‏بخشد، به طوری که پس از ترک آن محیط نیز همچنان تاثیرات زیانبار گذشته باقی است. از این رو هرگاه بانویی به هر علت‏برای مدتی نتواند یا نخواهد پوشش خود را رعایت کند، پس از تغییر شرایط محیطی‏اش نیز، بازگرداندن وی به شرایط پوشیدگی بسیار دشوار است. زیرا گذشت زمان گناه را نزد وی آسان و عادی می‏سازد و رفته رفته اعتقاد جدیدی در وی پدید می‏آورد که بدان خو می‏کند و چه بسا رفتار خود را ناپسند نمی‏شمرد تا بخواهد از آن باز ایستد.
در این موقعیت، مربیان و مبلغان کارآزموده خوب می‏دانند که برای راهنمایی این افراد باید سنجیده‏تر گام برداشت و باید مدت زمانی طولانی آن‏ها را در شرایط بهتر قرار داد تا رفته رفته تاثیر محیط گذشته در آن‏ها خنثی شود و از محیط سالم تاثیر بپذیرند.
2. خودباختگی (کم‏پنداری خویشتن)
از آنجا که خودباختگی فرهنگی، پیش درآمد وابستگی فرهنگی و سیاسی است، سال‏ها است که جامعه‏شناسی صنعتی غرب برای گسترش آن در جوامع شرق کوشش می‏کند. هدف آن است که ارزش‏های معنوی فرهنگ‏ها نزد ملت‏ها بی‏مقدار جلوه کند تا به سادگی خود را وابسته فرهنگی و سیاسی بیگانه بشناسند و از این طریق احساس بزرگی و عظمت کنند.
از آن زمان که غرب اصول اخلاقی و معنوی را دور افکند، ناچار به علم و رفاه و صنعت، بیشتر بها داد، تا بدین وسیله خلا فرهنگی خویش را جبران کند و مردمان دیگر فرهنگ‏ها را بفریبد و به فرهنگ پوشالی خود جذب کند. از این پس، شرق‏نشینان مجذوب رفاه و علم و صنعت و اختراعات غرب شدند و آنچه خود داشتند همه خرد پنداشتند و غرب در نگاهشان عظمت و شکوه صد چندان یافت و گمان کردند که آن‏ها با دارا بودن نبوغ و دانش و تخصص، همه‏چیزشان ستودنی است و آنچه ما داریم سراسر نکوهیده است. در آنجا زنانی یافت می‏شوند که بی‏پوشش مناسب، به مدارج علمی و سیاسی و اقتصادی دست‏یافته‏اند، و در اینجا بانوانی با بهترین پوشش، در پایین‏ترین مرتبه اجتماعی، علمی و اقتصادی!
با گذشت زمان، این خودباختگی برای انسان شرقی معیاری کلی استخراج کرد که: آنچه او (انسان شرقی) معتقد است و انجام می‏دهد با عقب‏افتادگی پیوند دارد، چنان‏که آنچه آن‏ها (انسان غربی) معتقدند و در پیش گرفته‏اند، با «پیشرفت‏» رابطه‏ای ناگسستنی دارد.
این خودباختگی، به تدریج تبلیغات و برنامه‏های فرهنگی ما را هم در بر گرفت و تاکنون، در فیلم‏ها، زنان باعفت و حجاب بیشتر به صورت خدمتکار خانه یا مدرسه، فالگیر، جادوگر، عناصر ژولیده و بی‏ادب و بی‏سواد نمایش داده می‏شوند و بی‏حجابان، نظیف و مؤدب و بافرهنگ! (1)
سزاوارترین وظایف مبلغان که در زدودن چنین افکار انحرافی، بدان توجه دارند، تبیین این حقیقت است که: آنچه آنان را به پیش می‏برد کنار نهادن اصول اخلاقی و معیارهای دینی مانند حجاب نیست; چنان که مانع پیشرفت ما نیز در نظر گرفتن معیارهای دینی مانند حجاب نیست. سلسله‏ای مسایل است که مردمان هر کشوری بدان‏ها بها دهند کشورشان توسعه می‏یابد، هر چند به معیارهای اخلاقی و دینی پایبند نباشند. و آن که به آن‏ها بها ندهد عقب می‏ماند، هرچند به اخلاق و دین پایبند باشد; از آن نمونه: رعایت‏بهداشت، نظم اداری و اجتماعی، مدیریت صنعتی و بهره‏جویی از فن‏آوری پیشرفته است.
زمانی که مربی اندرزهای خود را بدون تحلیل‏های علمی مناسب ارائه کند به نتیجه دلخواه دست نخواهد یافت و نه فقط جوانان که بزرگسالان نیز به اشتباه می‏پندارند «دور افکندن اصول اخلاقی و دینی، مایه رشد و توسعه اجتماعی است و پایبندی به اصول اعتقادی عامل عقب‏گرد و رکود.» سال‏ها پیش بی‏خردانی مانند رضا شاه نیز به همین گونه می‏اندیشیدند. وی در نامه به محمود جم - که کشف حجاب در کابینه او انجام گرفت - می‏نویسد: این چادر چاقچورها را چطور می‏شود از بین برد! دو سال است که این موضوع فکر من را به خود مشغول داشته. از وقتی به ترکیه رفتم و زن‏های آن‏ها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می‏کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است. (2)
3. الگوهای ناپذیرفته
با همه آنچه گفتیم، نمی‏توان از این نکته غفلت ورزید که گاه وجود برخی الگوهای ناپذیرفته سبب گریز دختران و زنان از حجاب می‏گردد. الگوی نامناسب نقش تخریبی دارد و ارزش‏های معنوی را نیز در نگاه افراد تیره و نامناسب جلوه می‏دهد.
مبلغان اندیشمند به گروه مخاطب خود می‏آموزند که: وقتی بانویی پوشش اسلامی به تن می‏کند باید بداند که مسؤولیتش بسی افزون شده است. اخلاق و رفتار ناشایست، دور از شان زن مسلمان است و بدخلقی، شرارت، حسادت، رقابت ناسالم، تقلیدگری، فزون‏خواهی و تجمل‏دوستی زیبنده بانوی باحجاب نیست. حجاب زن مسلمان زمانی جاذبه‏آفرین است که دیگر دافعه‏ها در وجود او یافت نشود. هرگاه بانویی از میان همه صفات خوب تنها به داشتن پوشش اسلامی بسنده کند هرگز نخواهد توانست دیگر زنان را به حجاب و اسلام دعوت کند و به رعایت اصول اخلاقی خوشبین سازد.
نزد خیلی از زنان، حجاب - در حد چادری معمولی - آسان‏ترین علامت مسلمانی شناخته می‏شود; در حالی که قرآن چون ویژگی‏های زن مسلمان را برمی‏شمارد، حجاب را در زمره صفاتی دیگر، نشان مسلمانی او می‏داند. (3)
مهم‏ترین وظیفه مبلغ در تحلیل و بررسی این موضوع و تبیین آن برای فراگیران، تفکیک دو مساله از یکدیگر است. نخست آن که به ایشان تفهیم کند که زن به هر مرحله از رشد دست‏یابد، زمانی کوشش او در پیشگاه خدا و بندگان پاک، ارزشمند و دارای پاداش است که به حجاب پایبند باشد و با ناپوشیدگی‏اش فساد نیافریده باشد.
از طرفی «تمام دینداری زن، در حجاب خلاصه نمی‏شود.» این پندار که «هر زن بی‏حجاب، بی‏دین است و هر فرد باحجاب، دیندار کامل، پنداری غلط و ویرانگر است.» دشمنان همواره کوشیده‏اند که بین حجاب و دین پیوندی ناگسستنی به وجود آوردند تا با دور ساختن زن مسلمان از حجاب، وی را گسسته از دین نشان دهند. با همین دستاویز، تهاجمی بزرگ برای مقابله با حجاب در کشورهای اسلامی آغاز گردید و چون حجاب را از زن مسلمان گرفتند گویی همه دینش را به یغما بردند. از آن پس، زن مسلمان نمازش، روزه‏اش و هر چه نمای دین داشت را از دست داد. حال آنکه در خیلی از کشورها زن مسلمان هم بی‏حجاب بود و هم دیندار شناخته می‏شد. بنابراین بی‏مبالاتی نسبت‏به حجاب هرگز نباید به بی‏دینی پایان پذیرد یا به مفهوم آن انگاشته شود. (4)
پی‏نوشت‏ها:
1) برای شناخت نمونه‏های این ترسیم‏سازی نامناسب، ر.ک: اطلاعات، ش 19236.
2) تاریخ بیست‏ساله، حسین ملکی، ص 261.
3) نساء / 34: «فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله‏»; احزاب / 35: «والحافظات ... والذاکرات ... .»
4) حریم عفاف، ص 11 و 12، با تصرف.

هیچ نظری موجود نیست: