۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

مبلغان و پدیده کم‏حجابی (2)


پدیدآورنده: یوسف غلامی ،
،
در گفتار پیش، پدیده کم حجابی زنان را مورد بررسی قرار دادیم و یادآور شدیم که مهم‏ترین عامل این امر نداشتن آگاهی لازم دینی است. زمانی که فرد از فواید حجاب و پیامدهای بی‏حجابی چیزی نداند، بدان پایبند نمی‏شود.
نخستین موضوعی را که مبلغ مورد توجه قرار می‏دهد، این است که پیوسته عامل بی توجهی زنان و دختران به حجاب را انحراف اخلاقی و اعتقادی نمی‏داند و مطمئن است که برای معتقد کردن دختران و زنان به حجاب، تنها دانش افزایی آنان نیز چاره کار نیست و باید به اموری دیگر هم توجه داشت. در این گفتار به سه علت این پدیده اشاره می‏کنیم:
1 - سستی و تزلزل ایمان
2 - انحراف اخلاقی و اعتقادی
3 - راهی برای ستیز با جامعه
1 - سستی و تزلزل ایمان
اولین قدم در راه هدایت این گروه از بانوان، پس از آگاه کردن ایشان، معتقد ساختن آنان به مبانی اخلاقی و دینی است. تا زمانی که فرد به خداوند و حکیم بودن او و نیز به وجود روز واپسین اعتقاد نداشته باشد، بسیار دشوار است که بتوان در وی اعتقاد و رفتاری پایدار نسبت‏به حجاب پدید آورد. اگر ایمان زن استوار نباشد، در پی سیراب ساختن حس محبت‏خواهی، به شیوه‏های ناروا رو می‏کند و خود و دیگران را به رنج می‏افکند. بنابراین باید کوشید که اول والدین از محبت‏به فرزندان خود دریغ نورزند تا آن‏هادر محیط خانه احساس شکوه و ارج کنند و به جلوه‏گری‏های خیابانی نپردازند.
برای این کار باید احادیثی که در گرامی داشت مقام آن‏ها است، به ایشان یادآوری کرد. یک ضرب المثل ایرلندی می‏گوید: زن را با شمشیر بزنی بهتر از آن است که به او بی‏اعتنایی کنی.
دوم آن که: از تبعیض میان فرزندان و مقایسه آن‏ها با یکدیگر بپرهیزند. زیرا پیوسته در این مقایسه کردن‏ها فرد شکست‏خورده که احساس حقارت می‏کند، می‏کوشد تا به هر وسیله به خودنمایی و جلب توجه بپردازد و همین امر زمینه‏های انحراف او و دیگران را فراهم می‏سازد.
سستی ایمان در مردان نیز گاه سبب دور شدن ایشان از غیرت می‏گردد. بنابراین سزاوار است که به موازات هدایت‏بانوان، در طریق تقویت ایمان و اعتقادات مردان نیز کوشید تا ناخواسته عامل کم توجهی خانواده‏شان به حجاب نشوند.
زمانی که مرد در جنبه‏های مختلف زندگی احساس ناکامی کند، ناخواسته با توسل به توانایی‏های آماده‏اش در پی جبران کست‏بر می‏آید. در چنین موقعیتی، برای مردانی که ایمان کاملی ندارند، یکی از راه‏ها، وادار ساختن همسر و اعضای خانه به کم حجابی است. فرد ممکن است‏بدین وسیله بخواهد با نمایش گذاشتن زیبایی‏های همسرش، احساس توانمندی و مباهات کند.
از این رو باید نیمی از مسؤولیت زنان را در پایبندی به حجاب بر عهده مردان دانست. هرگاه او به هر علت نتواند حضور تاثیرگذاری در خانواده داشته باشد، فرزندان تربیت و پرورش صحیحی نمی‏یابند، نیز باید حدود روابط فامیلی را برای اعضای خانواده مشخص کرد و از آمیختگی جلسات زن و مرد بپرهیزیم.
2 - انحراف اخلاقی و اعتقادی
وراثت و محیط دو عامل تاثیرگذار با اهمیت در تربیت افراد است. مربی و مبلغ بدون در نظر گرفتن این دو عامل نه می‏تواند موقعیت افراد را دریابد و نه با تبلیغ خود تاثیر دلخواهی بر رفتار ایشان داشته باشد. چگونه می‏توان از دختری که در دامن مادری ناآشنا به اصول اخلاقی تربیت‏شده و در محیط مدرسه و اجتماعش به این اصول بهایی داده نشده، انتظار داشت که به پوشش اسلامی معتقد باشد. از این رو مربی ناچار است در آموزش‏های خود، نسبت‏به رعایت اصول اخلاقی، انگیزه آفرینی کند و برخی از زیان‏های اختلاط زن و مرد و بی توجهی به اصول اخلاقی را یادآور شود. گاه لازم است‏بعضی حوادث و خاطرات تلخ که در اثر انحراف اعتقادی برای خانواده‏ها پیش آمده است، بیان گردد و از آن بهره‏برداری تبلیغی شود.
3 - راهی برای ستیز با جامعه
این واقعیت تلخ را نمی‏توان از نظر دور داشت که یکی از عوامل بی‏توجهی دختران و زنان به حجاب، ستیز با جامعه و گریز از تحقیر است. ارائه تصویر ناصحیح از حجاب و انتظار گوشه نشینی از زنان مسلمان، گویا سبب شده است که برخی پوشش اسلامی را برای خود نوعی عامل تحقیر و مانع پیشرفت‏بپندارند. آموزه‏های ناصحیح نیز سبب شده است که زن در بسیاری از مواقع، خود را مقهور مرد بشناسد و بپندارد که او می‏خواهد زن را به خدمت‏خویش محدود سازد. گویا در نگاه مردان، زن موجودی است که فقط برای خدمت‏به مرد آفریده شده است و خود در آفرینش سهمی ندارد.
با چنین پندار و توهم ناصواب، زن هر گونه اصول انضباطی و اخلاقی را که از سوی مرد سفارش شود، برای خود نوعی عامل محدودیت‏زا قلمداد می‏کند و می‏خواهد از آن بگریزد. در این حالت، زن با بی‏توجهی خود به حجاب قصد فسادانگیزی ندارد و تنها می‏خواهد نشان دهد که وی نیز دارای امتیازاتی است که در صورت لزوم می‏تواند در جلب توجه مردان از آن استفاده کند. در این مرحله زنان چند کوشش را سر لوحه کار خود قرار می‏دهند:
1 - 3 - همدوش شدن با مردان
هنگامی که زن خود را در نظام آفرینش و درنگاه مرد کم مقدار بپندارد، در پی اثبات استعداد و توانایی خود به تکاپو می‏افتد و یکی از راه‏های موفقیت‏خود را در هم دوش شدن با مردان جست وجو می‏کند. به گمان او هر چه به حوزه فعالیت مردان نزدیک شود و در قلمرو مرد گام نهد بهتر و زودتر می‏تواند به نقش حقیقی خود دست‏یابد و نیرو و استعدادش را شکوفا سازد. در آن صورت، مرد نمی‏تواند به دارا بودن امتیازی خود را بر زن برتر بنمایاند و او را از چیزی محروم کند.
در چنین حال باید به زنان امنیت داد و در عمل به آن‏ها ثابت کرد که مرد خود را برتر از او نمی‏داند و زن را در درک، هوش، هنر و فرهنگ، خردتر از خود نمی‏شناسد و او را مکمل خود می‏داند، نه رقیب.
2 - 3 - سلطه بر مرد
چون کسی نسبت‏به فرد یا گروهی احساس ستم کند و در خود توان مقابله و مبارزه نبیند، کینه ستمگر را در دل جای می‏دهد تا در فرصت مناسب بر او بتازد و حق خود را از او بستاند.
هیچ تردیدی نیست که یکی از علل بدخلقی و بهانه‏جویی زنان در محیط خانه و بی‏توجهی به حجاب در بیرون خانه، احساس ستمدیدگی است. وقتی زن در نگاه مرد، بی‏لیاقت و کم خرد و سست همت‏شناخته شود، شک نیست که زن در صدد تلافی بر می‏آید و می‏کوشد تا با ارائه امتیازات ظاهری و جسمی، مرد را اسیر هوس‏های خود و به داشتن توان زن معترف سازد.
3 - 3 - آزار رسانی
زن در نیروی عاطفی برتر از مرد است و از این که مشاهده کند مرد با قدرت جسمانی سعی دارد در همه چیز، خود را برتر از زن بشناساند، ناخرسند است. از طرفی زن به خوبی ضعف مرد را در نیاز غریزی به زن، حس می‏کند و می‏داند که آفریدگار، مرد را در این طلب و نیاز بسیار ضعیف و سست آفریده و زن را در غریزه جلوه‏گری و ناز، قدرت بخشیده تا بدین وسیله ضعف جسمی زن در برابر قدرت بدنی مرد جبران شده باشد.
در این حال، اگر زن از ایمان، کم بهره باشد، با نشان دادن زیبایی‏های خود و سود جستن از ضعف مرد، قدرت خود را به رخ می‏کشد تا مرد را به شیفتگی وادارد و خود از این حالت وی لذت ببرد.
مربی آشنا در مقابله با چنین نگرش‏های نسنجیده می‏کوشد تا زن را از این تفکر اشتباه بیرون آورد و به او بفهماند که با توسل بدین شیوه نه فقط مرد به وظایف خود در قبال زن آشنا نمی‏شود، بلکه راه‏های آسیب به زنان فراهم‏تر می‏گردد. جامعه در موقعیت نابسامان اخلاقی، نه برای زن امنیت آور است نه برای مرد. تا فرهنگ اجتماعی و تفکر بشری، زن را آنچنان که آفریدگارش خواسته است، نشناسد، با خود نمایی‏های خیابانی به حقی دست نمی‏یابد. آنچه زن با توسل به خودنمایی به دست می‏آورد، نمای آزادی است نه خود آزادی.
هنگامی که زن شخصیت‏خویش را باور کرد و خود را والاتر از یک شی‏ء گران‏بها شناخت، بدون کمترین سفارشی آنچه را لازمه محافظت از خویشتن است، به کار خواهد بست و طوری رفتار می‏کند که مرد هم او را یک انسان تمام عیار بداند. باید مربی به بانوان و مردان بیاموزد که حجاب حق مرد نیست که زن ناچار از مراعاتش باشد. زن برای حفظ پاکی از برهنگی می‏پرهیزد، هرچند از پاک ماندن او، مرد (همسر) نیز بهره‏مند می‏شود. اگر مراعات حجاب برای حفظ حق شوهر و پدر بود می‏بایست‏با رخصت آن‏ها و بی‏تفاوتی‏شان نسبت‏به حجاب، زن بتواند ناپوشیده در مجامع حاضر شود، حال آن که چنین حقی به ایشان داده نشده است.

هیچ نظری موجود نیست: