پدیدآورنده:یوسف غلامی ،
،
چنان که در گفتار قبل گذشت پس از ناآگاهی، مهمترین عامل بیتوجهی بانوان به پوشش اسلامی، سستی و تزلزل ایمان است. جز این دو امر، انحراف اخلاقی و اعتقادی، و نیز ستیز با جامعه تحقیر کننده زن، از دیگر عوامل کمحجابی ایشان یاد شد. در این نوشتار به بررسی دو عامل دیگر میپردازیم:
1- احساس محدودیت، خشونت و سختگیری
از مهمترین وظایف مبلغ و رموز موفقیت وی شناختبهترین راه تفهیم موضوعات به مخاطبان است. بدین وسیله میتوان دشوارترین وظایف را در نگاه آنان آسان جلوه داد و به عکس، تکالیف آسان را سخت و تلخ نشان داد. اینکه برخی زنان و دختران از رعایت پوشش کامل میپرهیزند یکی بدین علت است که میپندارند این پوشش فقط برای محدود ساختن فعالیتهای ایشان و سلب نیروی اختیار و انتخاب آنان است.
در تفهیم ضرورت حجاب برای بانوان، حقیقت جز این نیست که گاه تعریف و ترسیم نامناسب حجاب خود مهمترین سبب نپذیرفتن حجاب از سوی بانوان است. بدین منظور باید به نکات زیر توجه داشت:
الف: روان شناسان رفتارهای نابخردانه جوان را ناشی از دگرگونی ترشح غدد و مسمومیت روانی میدانند. (1) بدین سبب مراعات بیشتر اصول مصونیتآور و ضوابط اخلاقی را به اشتباه عامل محدود کننده اختیارات خود میپندارند و امر و نهی دیگران در این باره را نوعی تجاوز به حریم خود میشناسند و پیوسته در بروز هر رفتار به شیوهای بیمار گونه در پی اثبات هویت و نشان دادن شخصیت مستقل خویشاند و مهمترین معیار نزد آنان حفظ استقلال فکری و بلوغ شخصیتی است.
بنابراین اگر در انتخاب نوعی لباس کم پوشش، پافشاری میکنند معمولا برای فسادآفرینی یا آزردهسازی والدین نیست. گویا میخواهند به خود و دیگران بباورانند که بزرگ شدهاند و میتوانند خود درباره طرز پوشیدن لباسشان تصمیم بگیرند.
در این مرحله مهمترین وظیفه مربی درک موقعیت فرد و تشخیص انگیزه او است. وی نباید در نخستین قدم این رفتارها را برگرفته از خوی فسادآفرینی فرد بشناسد و او را به داشتن چنین انگیزه متهم سازد، که این شیوه جوان را ناخواسته به همین انگیزه وادار خواهد ساخت.
ب: سزاوار استبا درک موقعیت جوان به وی تفهیم کرد که برای کسب استقلال فکری و خودآزمایی شخصیت، شیوههای پسندیدهتری نیز وجود دارد که هیچ آسیبی را برای وی و دیگری در برندارد. چه بهتر که از آن شیوهها استفاده کند. از طرفی، هیچگاه مراعات ضوابط صحیح اجتماعی در روابط زن و مرد به معنای محرومیت و محدودیت و سلب آزادی و انتخاب نیست.
سلامت زندگی ما آدمیان در هر زمینه نیازمند رعایت ضوابط اخلاقی و اصول اجتماعی است، بیاعتنایی به این ضوابط نه نشان رشد فرهنگی است و نه علامت استقلال و شخصیت فرد.
ج: تفهیم این نکته به والدین ضروری است که مراقبت از جوان به معنای اظهار خشونت و سختگیری بیمورد نیست. خشونت و سختگیری والدین هرگاه بدون توجیه منطقی و تنها برگرفته از سلیقه پدر و مادر باشد، یکی از عواملی است که بر خلاف انتظار، روح تسلیم وسازش را در فرد به سرکشی و گستاخی مبدل میکند و کار تربیتی را بر والدین دشوارتر میسازد.
در طریق توجیه ایشان توجه دادن بدین نکته ضروری است که نباید از خردسالی به دختران تفهیم کرد که «دختر موجودی مقید، محدود و تحتسلطه است و پسر به عکس، موجودی آزاد، قدرتمند و سلطهگر.» ! این تفکر و تعریف متضاد از دختر و پسر، دختران را به کوشش تلافی جویانه و سرکشی وا میدارد. به حقیقتیکی از دشوارترین وظایف والدین و مربیان، ارائه تصویر و تفسیر صحیح از وجود زن و مرد است.
فرزندان ما باید زن و مرد را مکمل یکدیگر بشناسند نه ضد هم. از طرفی، انتظار رعایت پارهای اصول انضباطی از دختران، به معنای «آزادتر بودن پسران و محدود بودن دختران نیست.» آسیبپذیری دختر است که سبب میشود از او انتظار داشته باشند که اصول انضباطی را بیشتر مراعات کند.
د: یادآوری این نکته به والدین ضروری است که تفاوت گذاشتن میان آزادی پسر و دختر در خانه و بیرون آن - در آنجا که رواست - باید با توجیه منطقی صورت گیرد. تفاوت غیرمنطقی و توجیهناپذیر میان این دو سبب میشود دختر در جایی که میدان را برای آزادی خود گشادهتر میبیند شتابان به آن رو کند و گاه مصالح خود و خانودهاش را در نظر نگیرد و تنها بدین بیندیشد که هر روز بیشتر از قبل، مثل مرد شود.
2- انگیزههای سیاسی
تاثیرپذیری افراد از پدیدهها و کنشهای سیاسی، امری انکارناپذیر است. به موجب این امر، فرد زمانی که به هر علت - بجا یا نابجا - با موجودیتسیاسی حاکم مخالف شود یا بخشی از عملکرد آن را نپسندد و از سویی نتواند واکنشی ستیزه جویانه پیش گیرد، مخالفتخود را در رفتارهای اجتماعیاش ظاهر میسازد و اگر حاکمیتسیاسی و اجتماعی با مذهب گرایان است، او سعی میکند هر چه نشان مذهب دارد از خود دور سازد و بر ضد آن، موضعگیری کند.
امروزه این پدیده، پوشش بانوان را نیز در برگرفته است و گروهی از کم حجابان سعی دارند با بیتوجهی به حجاب، به ارزشهای موجود در نزد مذهب گرایان حاکم بیاعتنایی کنند. مردان نیز گاه به همین انگیزه سعی در کم حجابی همسران خود دارند، تا بدین وسیله به نوعی، رنجش خود را از طرز تفکری خاص، التیام بخشند.
حقیقت آن است که به هیچ شیوه نمیتوان از تاثیرپذیری این پدیده جلوگیری کرد، جز آن که به شیوههایی میتوان از فراگیر شدن آن کاست.
نخستین گام ثمربخش این است که به افراد تفهیم شود که آدمی نباید در ستیز با نوعی طرز تفکر، همه خوبیهای آن را نادیده انگارد. لجاجت و مخالفت نباید سبب شود که فرد سود وزیان خود را در نظر نیاورد و پیوسته به راهی گام بردارد که برای وی و جامعهاش آسیب آفرین است.
دوم: گروهی که حاکمیتسیاسی را بر عهده دارد و نیز هواداران ایشان، پیوسته باید جوانب رفتارهای خود را در نظر گیرند تا مبادا کرداری از ایشان مشاهده شود که افراد را از پذیرش عقاید صحیح نیز دور سازد و ناخواسته به پیمودن راه باطل سوق دهد.
سوم: همواره نباید میان تمامی «سیاستهای جاری» و «دین» پیوندی قطعی برقرار دانست، به طوری که افراد بپندارند که مخالفتبا هر شیوه جاری سیاسی در حقیقت نوعی مخالفتبا دین است و آنگاه که با پدیدهای سیاسی مخالف شوند گمان کنند که برای نپذیرفتن آن پدیده، چارهای جز مخالفتبا فرامین دین ندارند و همین امر سبب شود که رفته رفته اعتقاد ایشان به اصول مذهبی سست گردد و راهی برای بازگشتخود نیابند. ادامه دارد ... .
پینوشت:
1) دنیای نوجوانی دختران، علی قائمی، ص 117.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر