۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

مبلغان و پدیده کم حجابی (3)


پدیدآورنده:یوسف غلامی ،

،
چنان که در گفتار قبل گذشت پس از ناآگاهی، مهمترین عامل بی‏توجهی بانوان به پوشش اسلامی، سستی و تزلزل ایمان است. جز این دو امر، انحراف اخلاقی و اعتقادی، و نیز ستیز با جامعه تحقیر کننده زن، از دیگر عوامل کم‏حجابی ایشان یاد شد. در این نوشتار به بررسی دو عامل دیگر می‏پردازیم:
1- احساس محدودیت، خشونت و سخت‏گیری
از مهم‏ترین وظایف مبلغ و رموز موفقیت وی شناخت‏بهترین راه تفهیم موضوعات به مخاطبان است. بدین وسیله می‏توان دشوارترین وظایف را در نگاه آنان آسان جلوه داد و به عکس، تکالیف آسان را سخت و تلخ نشان داد. اینکه برخی زنان و دختران از رعایت پوشش کامل می‏پرهیزند یکی بدین علت است که می‏پندارند این پوشش فقط برای محدود ساختن فعالیت‏های ایشان و سلب نیروی اختیار و انتخاب آنان است.
در تفهیم ضرورت حجاب برای بانوان، حقیقت جز این نیست که گاه تعریف و ترسیم نامناسب حجاب خود مهم‏ترین سبب نپذیرفتن حجاب از سوی بانوان است. بدین منظور باید به نکات زیر توجه داشت:
الف: روان شناسان رفتارهای نابخردانه جوان را ناشی از دگرگونی ترشح غدد و مسمومیت روانی می‏دانند. (1) بدین سبب مراعات بیشتر اصول مصونیت‏آور و ضوابط اخلاقی را به اشتباه عامل محدود کننده اختیارات خود می‏پندارند و امر و نهی دیگران در این باره را نوعی تجاوز به حریم خود می‏شناسند و پیوسته در بروز هر رفتار به شیوه‏ای بیمار گونه در پی اثبات هویت و نشان دادن شخصیت مستقل خویش‏اند و مهم‏ترین معیار نزد آنان حفظ استقلال فکری و بلوغ شخصیتی است.
بنابراین اگر در انتخاب نوعی لباس کم پوشش، پافشاری می‏کنند معمولا برای فسادآفرینی یا آزرده‏سازی والدین نیست. گویا می‏خواهند به خود و دیگران بباورانند که بزرگ شده‏اند و می‏توانند خود درباره طرز پوشیدن لباسشان تصمیم بگیرند.
در این مرحله مهم‏ترین وظیفه مربی درک موقعیت فرد و تشخیص انگیزه او است. وی نباید در نخستین قدم این رفتارها را برگرفته از خوی فسادآفرینی فرد بشناسد و او را به داشتن چنین انگیزه متهم سازد، که این شیوه جوان را ناخواسته به همین انگیزه وادار خواهد ساخت.
ب: سزاوار است‏با درک موقعیت جوان به وی تفهیم کرد که برای کسب استقلال فکری و خودآزمایی شخصیت، شیوه‏های پسندیده‏تری نیز وجود دارد که هیچ آسیبی را برای وی و دیگری در برندارد. چه بهتر که از آن شیوه‏ها استفاده کند. از طرفی، هیچ‏گاه مراعات ضوابط صحیح اجتماعی در روابط زن و مرد به معنای محرومیت و محدودیت و سلب آزادی و انتخاب نیست.
سلامت زندگی ما آدمیان در هر زمینه نیازمند رعایت ضوابط اخلاقی و اصول اجتماعی است، بی‏اعتنایی به این ضوابط نه نشان رشد فرهنگی است و نه علامت استقلال و شخصیت فرد.
ج: تفهیم این نکته به والدین ضروری است که مراقبت از جوان به معنای اظهار خشونت و سخت‏گیری بی‏مورد نیست. خشونت و سخت‏گیری والدین هرگاه بدون توجیه منطقی و تنها برگرفته از سلیقه پدر و مادر باشد، یکی از عواملی است که بر خلاف انتظار، روح تسلیم وسازش را در فرد به سرکشی و گستاخی مبدل می‏کند و کار تربیتی را بر والدین دشوارتر می‏سازد.
در طریق توجیه ایشان توجه دادن بدین نکته ضروری است که نباید از خردسالی به دختران تفهیم کرد که «دختر موجودی مقید، محدود و تحت‏سلطه است و پسر به عکس، موجودی آزاد، قدرتمند و سلطه‏گر.» ! این تفکر و تعریف متضاد از دختر و پسر، دختران را به کوشش تلافی جویانه و سرکشی وا می‏دارد. به حقیقت‏یکی از دشوارترین وظایف والدین و مربیان، ارائه تصویر و تفسیر صحیح از وجود زن و مرد است.
فرزندان ما باید زن و مرد را مکمل یکدیگر بشناسند نه ضد هم. از طرفی، انتظار رعایت پاره‏ای اصول انضباطی از دختران، به معنای «آزادتر بودن پسران و محدود بودن دختران نیست.» آسیب‏پذیری دختر است که سبب می‏شود از او انتظار داشته باشند که اصول انضباطی را بیشتر مراعات کند.
د: یادآوری این نکته به والدین ضروری است که تفاوت گذاشتن میان آزادی پسر و دختر در خانه و بیرون آن - در آن‏جا که رواست - باید با توجیه منطقی صورت گیرد. تفاوت غیرمنطقی و توجیه‏ناپذیر میان این دو سبب می‏شود دختر در جایی که میدان را برای آزادی خود گشاده‏تر می‏بیند شتابان به آن رو کند و گاه مصالح خود و خانوده‏اش را در نظر نگیرد و تنها بدین بیندیشد که هر روز بیشتر از قبل، مثل مرد شود.
2- انگیزه‏های سیاسی
تاثیرپذیری افراد از پدیده‏ها و کنش‏های سیاسی، امری انکارناپذیر است. به موجب این امر، فرد زمانی که به هر علت - بجا یا نابجا - با موجودیت‏سیاسی حاکم مخالف شود یا بخشی از عملکرد آن را نپسندد و از سویی نتواند واکنشی ستیزه جویانه پیش گیرد، مخالفت‏خود را در رفتارهای اجتماعی‏اش ظاهر می‏سازد و اگر حاکمیت‏سیاسی و اجتماعی با مذهب گرایان است، او سعی می‏کند هر چه نشان مذهب دارد از خود دور سازد و بر ضد آن، موضع‏گیری کند.
امروزه این پدیده، پوشش بانوان را نیز در برگرفته است و گروهی از کم حجابان سعی دارند با بی‏توجهی به حجاب، به ارزش‏های موجود در نزد مذهب گرایان حاکم بی‏اعتنایی کنند. مردان نیز گاه به همین انگیزه سعی در کم حجابی همسران خود دارند، تا بدین وسیله به نوعی، رنجش خود را از طرز تفکری خاص، التیام بخشند.
حقیقت آن است که به هیچ شیوه نمی‏توان از تاثیرپذیری این پدیده جلوگیری کرد، جز آن که به شیوه‏هایی می‏توان از فراگیر شدن آن کاست.
نخستین گام ثمربخش این است که به افراد تفهیم شود که آدمی نباید در ستیز با نوعی طرز تفکر، همه خوبی‏های آن را نادیده انگارد. لجاجت و مخالفت نباید سبب شود که فرد سود وزیان خود را در نظر نیاورد و پیوسته به راهی گام بردارد که برای وی و جامعه‏اش آسیب آفرین است.
دوم: گروهی که حاکمیت‏سیاسی را بر عهده دارد و نیز هواداران ایشان، پیوسته باید جوانب رفتارهای خود را در نظر گیرند تا مبادا کرداری از ایشان مشاهده شود که افراد را از پذیرش عقاید صحیح نیز دور سازد و ناخواسته به پیمودن راه باطل سوق دهد.
سوم: همواره نباید میان تمامی «سیاست‏های جاری‏» و «دین‏» پیوندی قطعی برقرار دانست، به طوری که افراد بپندارند که مخالفت‏با هر شیوه جاری سیاسی در حقیقت نوعی مخالفت‏با دین است و آنگاه که با پدیده‏ای سیاسی مخالف شوند گمان کنند که برای نپذیرفتن آن پدیده، چاره‏ای جز مخالفت‏با فرامین دین ندارند و همین امر سبب شود که رفته رفته اعتقاد ایشان به اصول مذهبی سست گردد و راهی برای بازگشت‏خود نیابند. ادامه دارد ... .
پی‏نوشت:
1) دنیای نوجوانی دختران، علی قائمی، ص 117.

هیچ نظری موجود نیست: