۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

كشف حجاب نوين!


پدیدآورنده:،
،
بالاخره مسأله حجاب چه شد؟ چرا با كشف حجاب نوين با نام بدحجابي برخورد نشده و نميشود؟ اين پرسشي است كه از صدها زبان شنيده ميشود. غيرتمندان و دلسوزان انقلاب كه از لجام گسيختگي جمعي از زنان و دختران جامعه در فضايي از بي مسؤوليتي، خون دل ميخورند، ميگويند: آيا وقت آن نرسيده كه حاكميت، با عزم جدي به مبارزه با فساد آشكار كه بدترين شكل آن بدحجابي يا كشف حجاب است بپردازد؟
البته تنها بدحجابي نيست، بلكه مفاسد ديگري چون مواد مخدر كه با مسببين آن برخورد جدي و قضايي صورت نميگيرد، و نيز مفاسد اقتصادي و مفاسد اداري و رشوهخواري كه در اين فهرست ناميمون ميگنجد. چنين به نظر ميرسيد كه مبارزه با فساد، بيشتر از آنچه عمل شود در مرحله شعار مانده و حساسيتها از بين رفته است.
كمتر گوش شنوا در ميان بعض مسؤولين دولت پيشين وجود داشت و در واقع سياست حاكم را نوعي تساهل و تسامح همراهي ميكرد كه امروزه جامعه در حال پرداخت غرامت آن است! نوعي ليبراليسم اخلاقي جوّ را پوشش داد و حركتهاي جسته و گريخته از سوي برخي نهادهاي تبليغاتي به جايي نرسيد... و اين درد بيدرمان همچنان باقي ماند و هنوز اين غدهي چركين، پيكر اجتماع را رنج ميدهد. موضوع كشف حجاب نوين يكي از مشهورترين جرمها و منكرات آشكاري است كه نظام را به چالش ميكشد و براي بيگانگان نقطهي اميدي است كه فرهنگ صادراتي خود را از طريق ماهوارهها و عوامل داخليشان به اجرا درميآورد.
با اين كه حجاب در جامعهي مسلمان، مانند دستگاه حرارت سنجي است كه از ضمير و درون خانوادهها و عملكرد فرهنگي جامعه خبر ميدهد، پس چرا به فراموشي سپرده شده است؟!
چرا اينهمه لباس مبتذل و تنگ و چسبان و كوتاه به بازار ميآيد؟ چرا بر توليديها كسي نظارت ندارد؟ چرا اتحاديههاي توليدي و فروش لباس تعهد ندارند و تنها به سود نامشروع ميانديشند؟ و چرا دستگاههاي نظارتي بر توليد لباس و فروش و پوشش اينگونه لباسهاي مبتذل كمترين تحركي ندارند و بوي قبرستان از اين دستگاهها به مشام ميرسد، چرا پدران و مادران نسبت به پوشش فرزندانشان و آرايشهاي غليظ دختران مجرد در كوي و برزن بيتفاوت شدهاند؟
چرا قانون توليد و عرضه لباس و پوشش لباسهاي مبتذل كه سالها قبل تصويب شده در بايگانيها مانده و خاك ميخورد؟ از حجاب اسلامي تنها نامي مانده و شعار رعايت حجاب الزامي است در برخي مغازهها و اماكن نقش بر ديوار شده است؟ چرا از لباسهاي وزين و شرعي در فروشگاهها كمتر اثري ديده ميشود؟! زنان مسلمان كمتر به مانتو و روسري قابل قبول دسترسي دارند، دختران مدارس نيز لباس فرم را تنها براي مدرسه رفتن و كلاس درس ميپوشند و حتي بسياري از دختران زير 15 سال به تجمل و آرايش خياباني رو آوردهاند!! نه فرهنگ خانوادگي و نه فرهنگ اجتماعي و نه آموزش و پرورش درصدد چاره جويي بوده و نه نظارتي در ساير دستگاهها وجود دارد! به دانشگاهها كه ميرويم، دختران دانشجو نيز اغلب با حجاب اسلامي بيگانهاند. لباسهاي چسبان و آستينها و شلوارهاي كوتاه و آرايشهاي زننده و سر و وضع پريشان در دانشگاه فراوان به چشم ميخورد و هيچ كس به فكر چاره نيست، نه رياست دانشگاهها و نه مسؤولان معارف اسلامي و نه نمايندگان ولي فقيه در مراكز آموزش. در حالي كه اگر عزم جدي بود حداقل در فضاهاي آموزشي و دانشگاهي اين وضع با يك برنامه ساده قابل كنترل بود. امّا تنها حرف زده ميشود و از عمل خبري نيست. به ادارات دولتي و بيمارستان و بانك و ديگر مراكز كه حقوق دولت را ميگيرند سري ميزنيم؛ در آنجا نيز نمونههاي زيادي را شاهديم كه اگر مسؤولان به فكر بودند به راحتي ميتوانستند به مهار اين روند اقدام كنند. از زنان دونده و ورزشكار و لباسهاي زننده آنها در كشور قطر نيز غفلت نكنيم... در همهجا از توطئه دشمن در بيبند و بار ساختن زنان مسلمان نمونههاي بسياري را شاهد هستيم.
مشكل آنقدر گسترده شده كه عدهاي بر اين باورند كه ديگر كار از كار گذشته و بهتر آن است كه به موضوعات ديگر پرداخته شود! برخي ميگويند: به جاي اينگونه سخنها بايد كار فرهنگي كرد. با اذعان به صحّت اين نظريه ميپرسيم كدام كار فرهنگي؟ وقتي در كانونهاي فرهنگي آموزش و پرورش و دانشگاه و فيلم و هنر و مطبوعات و مجلات و تئاتر و سينما و حتي پارهاي برنامههاي سيما با جلوههاي ضد فرهنگي؛ حجاب و عفاف و مرز محرم و نامحرم را برداشتهايم و فيلمهاي بدآموز اجازه اكران و نمايش ميگيرند چه كسي بايد كار فرهنگي كند؟ وانگهي چرا بايد كار فرهنگي پس از گذشت 27 سال از انقلاب هنوز در هالهاي از ابهام باشد؟ و چرا استحاله تدريجي ارزشها عادي شود و عقب گرد به جاهليت گذشته، خط سير اجتماع را ترسيم نمايد؟ آيا كار فرهنگي به فرض انجام آن به تنهايي براي همه كافي است؟ مگر مجرمان و لجام گسيختهگان و مروّجان فساد را با كار فرهنگي ميتوان اصلاح كرد؟ پس حدود كيفرهاي قانوني در شرايع و جوامع از جمله نظام اداري و قضايي اسلام براي چيست؟
مبارزه با بد حجابي و به عبارت صحيحتر بيحجابي بايد به عنوان يك مسألهي راهبردي احيا و مطرح گردد و همانگونه كه بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي شعار روز شده و مفسدان اقتصادي ميبايست معرفي و تعقيب و مجازات گردند، مفسدان اخلاقي و مروجان فساد نيز ميبايست تحت پيگرد قانوني قرار گيرند و اين وظيفهي حاكميت است. مگر قرآن كريم احياي امر به معروف و نهي از منكر را در زمره وظايف حكومت اسلامي قرار نداده و آيا خداوند همه مسلمانان را براي امر به معروف و نهي از منكر فرانخوانده است؟!
به راستي و انصاف در برابر اين تكليف چه كردهايم كه در پيشگاه خدا پاسخگو و مسؤول نباشيم. حكم صريح قرآن و آيات حجاب اسلامي تا كي و تا چند بايد در بوتهي فراموشي بماند و چهرهي زشت اين فساد مشهود، آبروي ما را در ديد جهانيان و در نظر دوست و دشمن مخدوش سازد؟!
بايد در اوضاع و احوال كنوني به اين مطالبهي مردمي و الهي پاسخ دهيم و نگذاريم دغدغههاي اقتصادي و اشتغال و غيره ما را از اين وظيفهي مهم باز دارد. اگر مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي است، بايد مقابله با مفاسد فرهنگي جدّيتر و در اولويت باشد!!( )
.....................................................................
1. روزنامه جمهوري اسلامي، 17/9/1384.

هیچ نظری موجود نیست: